X
تبلیغات
دنیای تجارت
 

30) مدیریت فروش

 

اهم وظایف اصلی مدیریت کارکنان فروش عبارتند از تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، اجرا و کنترل فعالیت فروشندگان که شامل تعیین اهداف، خط مشی، انتخاب، آموزش، نظارت و ارزیابی آنها می باشد.

وظایف فروشندگی عبارتند از:

۱- تحویل کالا

۲- دریافت سفارش

۳- کسب اعتبار برای فروشنده

۴- آموزش خریداران

۵- ارائه اطلاعات فنی ومهندسی فروش

کار فروشندگان عمدتا جستجو و یافتن مشتریان جدید و دادن اطلاعات به آنها می باشد که از طریق تماس با مشتریان و نمایش کالاهای شرکت صورت می گیرد،علاوه بر این فروشندگان وظیفه انجام تحقیقات بازار وجمع آوری اطلاعات مشتریان را نیز بر عهده دارند تا جهت تامین رضایت مشتری و کسب سود بیشتر تلاش کرده ،خط مشی های جدید بازاریابی را تدارک دیده و توانایی تجزیه وتحلیل بازار را نیز داشته باشند. یک شرکت بایستی خط مشی خود را بر اساس درک صحیحی از فر آیند خرید مشتری بنا کند . تیم فروش معمولا متشکل از مدیر عامل، مهندسین فروش و فروشندگان دیگر است  که می توانند کالای خود را به یک گروه خریدار با برگزاری کنفرانس یا سمینار ،معرفی و عرضه نمایند.

انواع ساختار سازمانی فروشندگان:

۱-ساختار ناحیه ای:شامل نمایندگیهای فروش،عمده فروشیها و خرده فروشیها در هر منطقه جغرافیایی است.

۲-ساختار کالایی:در این ساختار،فروشندگان به فروش کالاهای اختصاصی می پردازند زیرا اطلاعات فروش کالا،تخصصی است مانند فروش دوربینهای عکاسی.

۳-ساختار مبتنی بر مشتری ها: در این روش به مشتریان یک صنعت خاص،خدمات ارائه می شود مانند نمایندگیهای فروش محصولات شرکت زیراکس.لازم به ذکر است که بزرگترین مزیت تخصص روی مشتری این است که فروشندگان دقیقا از نیازهای هر مشتری خاص با خبرند.

گاهی به دلیل ترکیب متنوعی از کالاها و توزیع جغرافیایی پراکنده مشتریان ناچاریم از ترکیب ساختارهای مختلف فروش استفاده کنیم که بر اساس ناحیه جغرافیایی ، نوع کالا و تفاوتهای بازار تعیین می شود. برای تعیین تعداد فروشندگان باید مشتریان را از نظر اندازه طبقه بندی نموده و با توجه به حجم کار،تعداد مورد نیاز فروشندگان را مشخص و جهت جلب توجه فروشندگان واجد شرایط،حقوق و مزایای مناسبی به آنها پرداخت کرده که با توجه به مهارت آنها متفاوت است. انتخاب صحیح و منطقی فروشندگان به نحو بارزی در افزایش کارایی بخش فروش تقش دارد و انتخاب نادرست و غیر اصولی سبب افزایش هزینه های فروش می شود. برای انتخاب مناسب یک فروشنده خوب ، شرح وظایف می تواند بسیار کمک کند و شایستگی، مهارتهای تحلیلی، ویژگیهای شخصیتی، آموزش فروشندگان و دوره های باز آموزی برای تجدید مهارت فروشندگان نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/29 ساعت 22:28 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


29) تبليغات پيشبرد فروش

 

این تبلیغات محرکهای کوتاه مدتی هستند که برای تشویق خریداران مورد استفاده قرار میگیرد. در تبلیغات غیر شخصی دلایل توجیهی لازم برای خرید کالاها یا خدمات ارائه می شود،اما در تبلیغات پیشبرد فروش دلایل خرید فقط در زمان  فروش کالا ارائه می گردد. در تبلیغات پیشبردی معمولا از جوایز خرید ،تخفیفات ویژه و ارائه کالای مجانی نیز استفاده می شود.در اینگونه تبلیغات،برای فروشندگان  انواع پاداش ها نیز وجود دارد. 

ابزارهای تبلیغات پیشبرد فروش اخیرا” رشد چشمگیری داشته اند و لذا کاربرد هر یک برای هدف خاصی است.

انواع خریداران عبارتند از: 

۱-کسانی که با طبقه کالا کاری ندارند. 

۲-کسانی که به سایر مارکها وفادارند. 

۳-کسانی که هر از گاهی کالای خاصی را با مارکی معین مصرف می کنند. 

تبلیغات پیشبرد فروش اغلب توجه کسانی را به خود جلب می کند که براحتی از خرید یک مارک کالا به خرید مارکی دیگر روی می آورند، زیرا استفاده کنندگان از سایر مارکها و کسانی که اصولا با طبقه کالا کاری ندارند،بیشتر اوقات به تبلیغات پیشبرد فروش توجه نکرده و به آن عکس العمل خاصی نشان نمی دهند.این نوع تبلیغات در کوتاه مدت فروش قابل توجهی را به دنبال آورده و سهم بیشتری از بازار هدف را از آن ما خواهد کرد. بسیاری از فروشندگان از تبلیغات پیشبرد فروش  به منزله ابزاری برای در هم شکستن وفاداری به یک مارک کالا استفاده کرده و از تبلیغات غیر شخصی جهت ایجاد وفاداری به یک کالای خاص بهره می برندولذا بر این اساس، مسئله مهم از نظر مدیریت بازاریابی ،تقسیم بودجه جهت تبلیغات غیر شخصی وتبلیغات پیشبرد فروش است.بازاریابان به ندرت برای مارکهای حاکم بر بازار از تبلیغات پیشبرد فروش  استفاده می کنند زیرا تاثیر این گونه تبلیغات با توجه به کاهش قیمت،تصور نامناسبی را برای مصرف کنندگان پدید می آورد.اکثر تحلیل گران بر این باورند که تبلیغات پیشبرد فروش در حد تبلیغات غیر شخصی به ایجاد رجحان و وفاداری بلند مدت در مصرف کنندگان منجر نمی شود و فقط فروش را در کوتاه مدت افزایش می دهد.آنها معتقدند که این گونه تبلیغات با کاهش وفاداری نسبت به کالا ، حساسیت مصرف کننده نسبت به قیمت را تشدید و تاثیر برنامه بازاریابی را در کوتاه مدت  حفظ کرده ،نهایتا تصویر ذهنی نسبت به کیفیت مارک کالا را منفی نشان می دهد.تبلیغات پیشبرد فروش برای تولید کنندگان ،امکان انطباق با تغییرات کوتاه مدت در عرضه ،تقاضا وتفاوتهای موجود در قسمتهای مختلف بازار را فراهم می نماید.این تبلیغات مصرف کالای جدید را ترغیب کرده و به اشکال مختلف خرده فروشی تنوع  بخشیده ، نهایتا سبب آگاهی بیشتر مصرف کننده نسبت به قیمتها شده وبه افزایش احساسهیجان درآگهی منجر خواهد شد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/29 ساعت 22:26 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


28) طراحي يكي كمپين تبليغاتي

 

مدیران بازاریابی و تبلیغات هرشرکت هنگام تهیه یک برنامه تبلیغاتی باید موارد ذیل را به دقت مورد نظر قرار دهند:

تعیین اهداف:

تعیین اهداف شرکت معمولا بر اساس شرایط بازار هدف ، تعیین جایگاه در بازار و ترکیب عناصر بازاریابی صورت می گیرد.یک هدف تبلیغاتی وظیفه ارتباطی منحصر به فردی با مخاطبین هدف در یک مدت زمان خاص دارد.اهداف تبلیغاتی را می توان بر اساس چگونگی نوع هدف در تبلیغات تقسیم بندی کرد که این اهداف می تواندآگاهی،متقاعد کردن و یاد آوری باشد که به شرح ذیل اعلام می گردد:

الف) تبلیغات خبری : این نوع تبلیغ در مواردی که طبقه کالا برای اولین بار معرفی می شود کاربرد داشته و هدف از آن ایجاد یک تقاضای اولیه است.

ب) تبلیغات متقاعد کننده : این نوع تبلیغ جهت ایجاد علاقه در مخاطبان مورد استفاده قرار گرفته و به نوعی جهت مقایسه با سایر کالاهای مشابه ،مورد نظر قرار می گیرد.

پ) تبلیغات یاد آورنده : برای تبلیغ کالاهایی که در مرحله بلوغ دوره عمر کالا قرار دارند بسیار مورد استفاده قرار می گیرد زیرا همیشه یاد کالا را در ذهن مصرف کنندگان زنده نگاه می دارد.

نکات ویژه جهت تعیین بودجه تبلیغات:

الف) مرحله دوره عمر کالا : کالاهای جدید برای ایجاد آگاهی لازم و فراهم کردن شرایط مصرف آزمایشی به تبلیغات زیادی نیاز دارند ولی در شرایط بلوغ ، بودجه کمتری می خواهند.

ب) سهم بازار : برای رسیدن به هدف ایجاد تقاضا یا تصاحب سهم فروش رقبا به بودجه تبلیغاتی بیشتری نیاز داریم.

پ) رقابت بازار : در بازاری که تعداد رقبا زیاد و حجم تبلیغات آنها نیز قابل ملاحظه است باید تبلیغات بیشتری توسط شرکتهای رقیب صورت گیرد.

ت) فراوانی پخش تبلیغ : برای رساندن یک پیام به انبوه مصرف کنندگان نیاز به تکرار فراوان آن پیام وجود دارد که به طبع، بودجه نبلیغاتی بیشتری بایستی مورد نظر قرار گیرد.

ج) متمایز کردن کالا : در مورد کالاهایی مانند نوشابه که در مقایسه با کالاهای رقیب خود بسیار همگون می باشد ،جهت ایجاد تمایز بایستی بودجه بیشتری به تبلیغ کالای مورد نظر اختصاص داد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/29 ساعت 22:23 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


27) روش هاي تعيين بودجه تبليغات

 

روشهای تعیین بودجه تبلیغات بطور کلی عبارتند از:

۱-روش قابل تحمل: معمولا بودجه تبلیغات شرکتها به اندازه ای تعیین می شود که شرکت توان تحمل آنرا داشته باشد ،در این روش متاسفانه تاثیر تبلیغات پیشبردی بر حجم فروش نیز نادیده گرفته می شود زیرا بودجه تبلیغاتی آن نامشخص است.

۲-روش درصدی از فروش: در این روش ،بودجه تبلیغات معمولا بر حسب درصد مشخصی از فروش جاری یا پیش بینی فروش است لذا بر این اساس توانایی مالی شرکت تغییر می کند.

 

لازم به ذکر است که تعیین بودجه تبلیغات پیشبردی بر اساس نقدینگی قابل دسترس تعیین شده وامکانات و فرصتهای آتی نادیده گرفته می شود و در شرایطی که فروش کاهش یافته و نیاز به اختصاص بودجه بیشتری برای تبلیغات است این روش فاقد انعطاف لازم می باشد و چون حجم فروش درهر سال متفاوت بوده ، برنامه ریزی بلند مدت با دشواری روبروست و هیچگونه مبنای منطقی برای انتخاب روش درصدی ازفروش را ارائه نمی کند.

۳- روش برابری با رقبا:در این روش بودجه تبلیغاتی بر اساس بودجه رقبا مشخص می شود و با توجه به منطقی بودن تعیین بودجه مربوطه،این امر مانع جنگ تبلیغاتی با رقبا شده و چون وضعیت آنها با هم تفاوت بسیاری دارد ،نیازهای تبلیغاتی این شرکتها نیز یکسان نمی باشد.

 

۴-روش تعیین هدف و انجام کار: این منطقی ترین روش تعیین بودجه است که بر اساس تعیین اهداف خاص و انجام کارهای مربوط به آن و هزینه های متعلقه صورت می گیرد و اغلب دشوارترین روش تعیین بودجه می باشدولیکن این روش مبتنی بر انتظاری است که شرکت از مجموعه  برنامه تبلیغاتی خود دارد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/25 ساعت 22:12 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


26) موقعيت هاي آمادگي خريدار

 

برای اینکه بتوانیم یک خریدار بالقوه را به خریداری بالفعل تبدیل کنیم لازم است تا سلسله اقدامات و مراحلی را پشت سر بگذاریم. در این بخش مراحلی را که لازم است تا یک مخاطب تبدیل به یک خریدار بالفعل گردد را با هم بررسی خواهیم کرد:

۱-آگاهی از کالا: ما باید ابتدا به ساکن بتوانیم میزان آگاهی مخاطبین هدف خود را در باره کالا اندازه گیری کرده و آنها را با نام کالای مورد نظر خویش آشنا سازیم.

۲-داشتن اطلاعات نسبی: ارائه اطلاعات کافی به مخاطبان در باره ویژگیهای کالا ، قدم بعدی برای ایجاد علاقه مشتری نسبت به کالا می باشد.

۳-دوست داشتن کالا: بعد از آشنایی کامل با محصول شرکت ،می بایست احساسات مخاطب را نسبت به کالا تحریک کرده و او را نسبت به کالای مورد نظر ،علاقه مند سازیم.

۴-رجحان انتخاب: یعد از مرحله دوست داشتن کالا باید سعی کرد تا مخاطب  آنرا نسبت به کالاهای دیگر ترجیح دهد، لذا با ارائه کیفیت ،فایده و مزایای کاربردی کالای مورد نظر نسبت به دیگر کالاهای مشابه دلایل برتری آنرا  به مخاطب هدف اعلام می کنیم.

۵- مجاب شدن: مخاطبین هدف ممکن است کالا را به انواع مشابه آن ترجیح دهند اما در باره ضرورت خرید آن یقین حاصل نکرده باشند،لذا ما بایستی آنها را مجاب کنیم .

۶-خرید کالا: ممکن است بعضی از اعضای گروه مخاطبین هدف نسبت به خرید کالا متقاعد شده باشند اما اقدام به خرید نکنند، لازم به ذکر است که این دسته از افراد مترصد دریافت اطلاعات بیشتری نسبت به ویژگیهای دیگرکالا بوده و اقدام خود را برای خرید به فرصت دیگری موکول کرده اند لذا ما باید آنها را به سوی اقدام نهایی خرید هدایت نموده و با ارائه تمهیدات فروش مانند تخفیفات ویژه یا قیمت گذاری مناسب ،مخاطبین هدف را به خرید تشویق کنیم.

شایان ذکر است که حالات مختلف آمادگی خریدار در مورد طبقات گوناگون کالا متفاوت است،به عنوان مثال اگر طبقه کالا از پیچیدگی فنی برخوردار باشدمانند کالایی شبیه آلومینیم ،از روند ترتیبی (عمل- احساس- فراگیری) استفاده می شود واگر کالا اصلا پیچیده نباشد مانند نمک از روش( فراگیری – عمل– احساس )استفاده می کنند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/21 ساعت 23:0 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


25) سيستم هاي عمده فروشي كالا

 

عمده فروشی کالابه مجموعه فعالیتهایی اطلاق می شود که هدف از آن فروش کالا و خدمات به کسانی است که برای فروش مجدد یا مصارف تجاری، کالا را خریداری می کنند. عمده فروشان اساسا با مصرف کننده نهایی کالا سر و کار نداشته و براین اساس به تبلیغات پیشبردی، فضای عمومی و مکان عرضه کالا توجه کمتری نشان می دهند و مناطق عملیاتی بیشتری را تحت پوشش قرار داده ولذا حجم معاملات آنها از خرده فروشان نیز بیشتر است.

بطور کلی ویژگی فعالیت عمده فروشان در مقایسه با تولید کنندگان عبارتند از:

۱- فعالیتهای پیشبردی فروش جهت سهولت عرضه کالا به خرده فروشان.

۲- انتخاب اقلام مختلف  برای جور کردن سبد کالای مورد نیاز مشتریان.

۳- خرید انبوه کالا به منظور کاهش قیمتها برای خرده فروشان.

۴- افزایش موجودی انبار جهت عرضه به موقع کالا.

۵- تحویل سریع کالا به خرده فروشان وتامین به موقع نیاز بازار.

۶- استفاده از روش فروش نسیه و حمایت مالی از خرده فروشان  زمانی که کالا معیوب بوده و یا از مد افتاده باشد .

۷- ارائه اطلاعات لازم در باره رقبا، کالاهای جدید وتغییر قیمتها به خرده فروشان جهت بقا و حفظ سهم بازار.

۸- ارائه خدمات مشاوره ای و آموزش پرسنل فروش وابسته به  موسسات خرده فروشی.

انواع عمده فروشان :

۱- عمده فروشان تجاری:آنها مالک کالا بوده و خدمات قابل قبولی را به مشتری ارائه داده وانواع کالاهای خاص و عمومی را فروخته ودر عین حال خدمات گوناگون مالی فروش را به شکل تخفیفات تجاری و فروش کالای امانی نیز ارائه می کنند.

۲- دلالان: مالک کالا نیستند و در امر خرید و فروش کالا مساعدت لازم را بعمل آورده و خریدار و فروشنده را به هم نزدیک می کنند.

۳- شعبات فروش:شعبه های فروش معمولا دارای موجودی کالا هستند ولی دفاتر فروش فاقد موجودی کالا بوده و به نوعی نقش دلالان و کارگزاران فروش را بازی می کنند.

بازاریابی مدرن : مفهوم بازاریابی مدرن  در این سیستم فراتر از تولید محصولات خوب ، قیمت گذاری مناسب و سهولت دسترسی مشتریان به کالا می باشد زیرا شرکتها به ارتباط مستمر با مشتریان خود نیاز داشته و برای این موضوع باید از متخصصین تبلیغات و روابط عمومی استفاده کرده تا مشتریان را به خرید ترغیب کرده و لذا تعیین یک بودجه اختصاصی به این امردر بازاریابی مدرن مسئله بسیار مهمی می باشد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/21 ساعت 22:58 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


24) سيستمهاي خرده فروشي كالا

 

کلیه فعالیتهای فروش مستقیم کالا و ارائه خدمات به مصرف کننده نهایی برای مصارف شخصی و غیر تجاری را خرده فروشی گویند. بسیاری از موسسات با روشهای متفاوتی به کار خرده فروشی اشتغال دارند و در سالهای اخیر خرده فروشی غیر فروشگاهی نظیر فروش پستی، تلفنی و فروش خانه به خانه رشد زیادی داشته است.

فروشگاههای خرده فروشی را می توان بر حسب چند طبقه مشخص، دسته بندی کرد که عبارتند از :

۱-فروشگاههایی که بر اساس سطح خدمات ارائه شده در آن شامل سلف سرویس،خدمات محدود و ارائه خدمات کامل، تقسیم بندی شده است.

۲- فروشگاههایی که بر اساس نوع کالا یی که عرضه می کنند، مشخص می شوند.

۳-فروشگاههایی که بر اساس سطح نسبی قیمتهای فروش، طبقه بندی می شوند.

۴-فروشگاههایی که بر اساس نحوه کنترل مجاری فروش، بررسی می شوند.

۵-فروشگاههایی که بر اساس نحوه تمرکز در مراکز مختلف خرید، تقسیم می شوند.

خرده فروشی به روش سلف سرویس در سالهای اخیر رشد سریعی داشته و در بیشتر سوپر مارکتها و نمایشگاههای فروش برای کالاهای راحتی و مصرفی که دارای گردشی سریع می باشند ، کاربرد زیادی دارد.در خرده فروشی با خدمات محدود تا اندازه ای به مشتریان اطلاع رسانی می شود و خدمات اعتباری و امکان مرجوع کردن کالا برای مشتری فراهم است.در روش خرده فروشی با خدمات کامل ، فروشندگان در تمام مراحل فرآیند خرید به مشتریان کمک می کنند، در این فروشگاهها معمولا کالاهای اختصاصی مانند دوربین عکاسی که به خدمات بعد از فروش نیاز دارد، ارائه می گردد. کارهایی نظیر هتلداری، بانکداری، خدمات تفریحی، سرگرمی، شهر بازی و آرایشگاه نیز از جمله فعالیتهای خرده فروشی محسوب می شوند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/21 ساعت 22:56 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


23) طراحي يك سيستم بازاريابي

 

سیستم بازاریابی چند کاناله ، سیستمی است که در آن یک شرکت برای دستیابی به  قسمتهای مختلف بازار از دو یا چند کانال بازاریابی با توجه به وضعیت تقسیم بازار به شکل همزمان استفاده می کند. امروزه با تعدد قسمتهای مختلف بازار و امکانات جدید کانالهای توزیع ، شرکتها برای توزیع کالای خود از روشهای متفاوتی استفاده نموده و لذا عرضه کالا از طریق کانالهای جدید،عایدات فروش را افزایش می دهد، اما

در عین حال ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی در وضعیت کانالهای توزیع قبلی شود که می توان برای رفع این معضل برای  کانالهای مورد نظر، امتیازاتی در نظر گرفت مانند مدلهای انحصاری توزیع یا ارائه تخفیفات ویژه به عاملان  قبلی توزیع  کالا، لذا طراحی و انتخاب یک سیستم کانال توزیع ، مستلزم تجزیه و تحلیل نیازهای خدماتی مصرف کنندگان، تعیبن اهداف، محدودیتها، شناسایی  کانالهای اصلی و ارزیابی هر یک از آنهاست که با بررسی دقیق انتظارات و خواسته های خدماتی مصرف کنندگان در قسمتهای مختلف بازار، با توجه به نظرعاملان توزیع می تواند به دقت مورد نظر کارشناسان بازاریابی و تبلیغات قرار گیرد تا راهکارهای صحیح سیستم توزیع کالا را بر آن اساس طراحی نمایند.

چگونگی خدمات کانالهای توزیع به عوامل مختلفی بستگی دارد که عبارتند از :

۱-حجم خرید:هرچه میزان خرید کمتر باشد،خدماتی که باید ارائه شود، بیشتر است.

۲-عدم تمرکز بازار:هر قدر کانال توزیع عدم تمرکز بیشتری داشته باشد، بایستی خدمات بیشتری ارائه شود.

۳-زمان انتظار:انتظار تحویل فوری به معنای انتظار خدمات بیشتر از کانالهای توزیع است.

۴-تنوع کالا:هر قدر ترکیب کالای کانال متنوع تر باشد، سطح خدمات مورد نیاز بالاتر خواهد بود.

۵-پشتیبانی و خدمات:هر قدر  میزان خدمات همراه کالا زیادتر باشد،کانال توزیع باید در ارائه خدمات بهتر  تلاش بیشتری نماید.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/07/04 ساعت 21:54 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


22) كانالهاي توزيع كالا

 

تصمیم گیری در باره کانال توزیع کالا از جمله مهمترین تصمیماتی است که فرا روی مدیران قرار دارد،توزیع فیزیکی کالا بر سایر تصمیمات بازاریابی تاثیر مستقیم داشته و خط مشی قیمت گذاری و تبلیغات کالابه سیستم توزیع و کانالهای واسطه فروش وابستگی کامل دارد. کانالهای توزیع مجموعه ای ازموسسات وابسته به یکدیگر می باشند که مسئولیت ارائه کالا یا خدمت بر عهده ایشان است.  تولید کنندگان به دلیل عدم توانایی مالی لازم جهت  بازاریابی مستقیم کالای خویش، این کار را به واسطه ها واگذار کرده وبه این ترتیب بهره وری لازم در امر توزیع کالا به بازارهای هدف را افزایش می دهند،

از نقطه نظر اقتصادی نقش واسطه ها تامین کالای درخواستی مصرف کنندگان است که با خرید و عرضه مناسب آن بین عرضه وتقاضای کل بازار تعادل ایجاد می نمایند. کانالهای توزیع وظیفه انتفال کالا از تولید کنندگان به مصرف کنندگان را بر عهده داشته و از نظر زمانی،مکانی و مالکیت، فاصله بین آنها راپرمی کنند. وظایف مهم کانالهای توزیع عبارتند از :

۱-جمع آوری و توزیع اطلاعات مربوط به تحقیقات بازار که برای برنامه ریزی تولید بسیار مورد نیاز است.

۲- تهیه و نشر اطلاعات ترغیب کننده و تبلیغات در باره کالا.

۳- جستجو و برقراری ارتباط با خریداران بالقوه.

۴-جور کردن کالاها با نیاز خریدار که شامل تولید، درجه بندی،مونتاژ و بسته بندی آنها می باشد.

۵-دستیابی به توافق بر سر قیمت و سایر شرایط معامله.

۶-حمل و نقل ، توزیع فیزیکی کالا وانبارداری.

۷-تامین وجوه لازم برای هزینه های توزیع کالا.

۸- قبول مخاطرات مربوط به انجام فعالیتهای توزیع کالا.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/25 ساعت 13:34 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


21) روش هاي گوناگون قيمت گذاري كالا

 

قیمت کالا بین دو حد پایین و بالا با توجه به شرایط بازار توسط کارشناسان مربوطه تعیین می شود، حد پایین حدی است که در آن هیچ سودی عاید شرکت نمی شود و حد بالا حدی است که در آن هیچ تقاضایی برای خرید کالا وجود ندارد. هزینه تولید  وحد پایین قیمت کالا به همراه دریافتهای ذهنی مصرف کننده ،حد بالای قیمت فروش را تعیین می نماید، لذا شرکت برای تعیین بهترین قیمت فروش در بین این دو حد باید قیمتهای فروش رقبا و سایر عوامل داخلی و خارجی موثر بر شرایط بازار را مد نظر قرار دهد.  

شیوه عمومی قیمت گذاری شامل تعیین قیمت بر اساس هزینه تمام شده کالا ، تحلیل نقطه سر به سر و سود مورد نظر است که ذهنیت خریدار و قیمت رقبا نیز در آن ملحوظ می باشد. حجم تولید در نقطه سر به سر محل تلاقی منحنی هزینه کل و درآمد کل می باشد که بر اساس قیمتی مشخص  تعیین می گردد. شرکتها نباید یک قیمت فروش واحد تعیین کنند بلکه با یستی باطراحی یک ساختار قیمت گذاری مناسب، تمام کالاهای تولیدی شرکت را پوشش داده و کارکرد آن نیزبایدبه گونه ای باشد که با سیر حرکت در طول دوره عمر کالا همسو بوده و تغییرات قیمتی گروه کالاها با توجه به سطح هزینه و تقاضای بازار نیز تعدیل گردد، لازم به ذکر است که خط مشی قیمت گذاری کالاهای جدید در مرحله معرفی کالا از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در مورد کالاهای ابداعی و تقلیدی با هم تفاوت دارد و روشهای آن عبارتند از:

۱- روش قیمت گذاری غیر نفوذی یا پر مایه (skim pricing): شرکتهایی که برای اولین بار کالای جدیدی را به بازار عرضه می کنند جهت کسب درآمد بیشتر از لایه های مختلف بازار، ابتدا قیمت را در حد بالایی تعیین نموده و پس از اینکه حجم فروش اولیه کاهش یافت، قیمت را با اندکی کاهش به فسمتهای دیگر بازار عرضه کرده یا کالایی با همان خصوصیت ولی ارزانتربرای بخشهای مورد نظر تولید می کنند.لازم به ذکر است که استفاده از این شیوه باید با توجه به کیفیت بالا و تصویر مطلوب ذهنی مصرف کنندگان مورد حمایت قرار گرفته و تعداد خریداران آن به حد کافی باشد تا هزینه تولید  منطقی گردد و رقبا نتوانند براحتی وارد بازار شوند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/21 ساعت 22:58 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


20) عوامل موثر در قیمت گذاری کالا

 

عوامل موثر در قیمت گذاری کالا عبارتند از:

۱- اهداف بازاریابی:که مهمترین آنها بقای شرکت وتداوم حضور در بازار است،قیمت کالا باید به گونه ای تعیین شود که ضامن بقای شرکت با توجه به حداکثر سود مورد انتظار باشد، لذا برای بدست آوردن رهبری بازار باید قیمت گذاری پایین با توجه به کیفیت کالا مورد نظر کارشناسان مربوطه قرار گیرد. قیمت کالا اساسا مقدار پولی است که برای کالا یا خدمت به ازای استفاده از آن توسط مصرف کنندگان پرداخته می شود ، قیمت تنها رکن از عناصر بازاریابی است که باعث ایجاد درآمد می شود ولیکن بقیه عناصر بازاریابی همگی دارای هزینه هستند، لذا قیمت گذاری کالا بدون توجه به سایر ارکان بازاریابی و تغییرات بازار کار اشتباهی است.

۲-خط مشی ترکیب عناصر بازاریابی:در این روش تعیین قیمت کالا باید با طراحی، توزیع و تبلیغات کالا هماهنگ باشد زیرا هنگام تهیه یک برنامه بازاریابی باید نقش همه عوامل لازم برای تعیین قیمت در نظر گرفته شود.

۳-عامل هزینه : کلیه هزینه های تولید، توزیع و فروش عامل تعیین کننده ای در قیمت گذاری کالا می باشد که شامل انواع هزینه های ثابت و متغیر است.

۴-سازمان قیمت گذاری: در اغلب شرکتها قیمت توسط مدیران بازاریابی، فروش و مدیران محصول تعیین می شود.

۵- ماهیت بازار : قیمت تابعی از عرضه و تقاضای کل با توجه به مطلوبیت کالا در نقطه تعادل منحنی عرضه و تقاضا می باشد که در بازارهای مختلف نظیر بازار رقابت کامل، بازار انحصاری چند قطبی و انحصار کامل متفاوت است.

۶-قیمت رقبا : با توجه به کیفیت محصول در شرایط رقابتی بر سیاست قیمت گذاری کالا تاثیر بسزایی دارد.

۷-شرایط اقتصادی: با توجه به میزان نرخ تورم، نرخ بهره، رونق یا رکود اقتصادی بر هزینه های تولید اثر گذاشته و لذا قیمت کالا را تحت تاثیر قرار می دهند.

۸-عوامل توزیع: سودی که نصیب واسطه های توزیع و شبکه های فروش می شود در تعیین قیمت کالا بسیارموثرند.

۹- قوانین و مقررات:بازاریابان بایستی از قوانین و مقررات دولتی مرتبط با قیمت گذاری کالا اطلاع کافی داشته باشند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/19 ساعت 23:16 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


19) مراحل دوره عمر كالا و منحني PLC

 

منحنی رشد کالا در واقع منحنی است که اگر میزان رشد ، افزایش تولید ، فروش یا سود را روی محور عمودی و زمان را روی محور افقی ثبت کنیم، منحنی PLC بدست می آید .این منحنی  قبل از محور مختصات آغاز و با یک شیب به سمت بالا  حرکت می کند و سپس به  نقطه عطف رسیده و در صورتی که این وضعیت حفظ نشود به سمت پایین سیر نزولی خواهد داشت.

مراحل دوره عمر کالا (Product Life Curve):

1- مرحله تولید کالا: مرحله ای است که در آن شرکت تجاری به ایده یک کالای جدید دسترسی یافته و آنرا تولید می کند،در این مرحله فروش تقریبا صفر ولی سرمایه گذاری اولیه در حال افزایش است.

۲- مرحله معرفی و عرضه کالا: دوره ای که در آن نرخ رشد فروش کم است زیرا کالا تازه به بازار عرضه شده و سود مورد نظربه دلیل هزینه های نسبتا سنگین عرضه کالا تقریبا صفر می باشد.

۳- مرحله رشد: مرحله ای است که در آن کالا سریعا مورد پذیرش قرار گرفته و سود افزایش می یابد.

۴- مرحله بلوغ : دوره ای است که در آن رشد فروش تا اندازه ای کند می شود زیرا کالا تقریبا مورد پذیرش اکثریت خریداران بالقوه بازار قرار گرفته ولذا هزینه های بازاریابی این مرحله برای دفاع از موقعیت کالا در مقابل رقبا افزایش یافته و رشد سود تقریبا متوقف شده یا سیر نزولی به خود می گیرد.

۵- مرحله زوال کالا: زمانی است که فروش و سود هر دو سریعا کاهش می یابد.

از مفهوم دوره عمر کالا می توان برای توصیف کالا، طبقه بندی آن، شکل و مارک تجاری کالا استفاده کرد لذا در هر مورد مفهوم دوره عمر کالا کاربردی جداگانه دارد، طبقات مختلف کالا دارای دوره های متفاوتی ازعمر کالا است ،میزان فروش بسیاری از طبقات کالا برای مدت زمان معینی در مرحله بلوغ کالا تثبیت می شود. دوره عمر یک کالای خاص می تواند تحت تاثیر حملات رقبا دچار تغییراتی شود و بر اساس سبک و مد روزنیز تغییر  یابد، لازم به ذکر است وقتی که سبکی بوجود می آید مانند سبک خانه سازی ممکن است عمر آن سالها به درازا بکشد، مد یک سبک رایج فعلی یا معروف است و مراحل زیادی را می گذراند،ابتدا عده ای از مصرف کنندگان به موضوعی جدید علاقمند شده و سپس این موضوع مورد پذیرش عموم مردم قرار می گیرد . با ورود مدهای جدید ، مد های قبلی از بین می روند و لذا بازاریابان باید در باره سبک ، مد ، اوقات فراغت و نوع سرگرمی افراد مختلف جامعه آگاهی لازم را داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن برنامه بازاریابی مورد نظر را طراحی نمایند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/19 ساعت 23:12 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


18) رفتار خريد

 

 مسئولیت ایده و سازماندهی تولید کالاهای جدید را معمولا به بخش مدیران هرکالا واگذار می کنند زیرا آنها به بازار نزدیکترند و از رقابت موجود در بازار آگاهی کامل داشته و زمان تولید کالای جدید را بخوبی تشخیص می دهند، این مدیران فرصت کافی برای تفکر و ارائه ایده جدید جهت کالاهای مورد نظر را ندارند و لذا افراد خاصی را جهت بررسی ایده های جدید در نظر گرفته و با روش بارش افکار در اتاق فکر سازمان باعث تلاش فکری گروهی شده و این جریان را با درایت خود به خوبی هدایت می نمایند.

مدیران کالای جدید با ارائه اطلاعات تخصصی و توجه به محدودیتهای بازار ابتدا سعی در اصلاح کالای موجود کرده و همزمان تولید کالای جدید را نیز برنامه ریزی می کنند، برای تولید یک کالای جدید ابتدا ایده یابی شده و بر اساس پژوهشی سیستماتیک ، ایده های جدید با توجه به بک برنامه بازاریابی مشخص از طریق منابع داخلی به بررسی نظریات مشتریان و واسطه ها، کالاهای رقیب و سایر منابع مربوطه نظیر نمایشگاههای فنی و تخصصی پرداخته می شود تا با توجه به بازار هدف ، قیمت، زمان وشرایط توزیع ، برنامه تبلیغاتی و هزینه های تولید ،ایده های مورد نظر تعیین شده و مناسبترین آنها انتخاب گردد و پس از پروراندن ایده مربوطه و آزمونهای لازم با توجه به وجه تمایز بین ایده ها، مفهوم عینی کالا و تصویر ذهنی آن نیزدقیقا مورد نظر قرار گیرد و لذا خط مشی بازاریابی با توجه به ویژگیهای بازار هدف، جایگاه کالا، میزان فروش، سهم بازار و میزان سود تعیین شده و تجزیه و تحلیل اقتصادی هر ایده مستلزم بررسیهای لازم جهت میزان فروش ، هزینه و سود کالای مورد نظر می باشد که پس از تحقیقات لازم توسط بخش مهندسی ،با تولید آن مفهوم عینی کالا، ماهیت فیزیکی یافته و نمونه کالا بوجود می آید و سپس در مرحله آزمون بازار ، برنامه بازاریابی تحت شرایط واقعی تری تجربه شده و به بازار عرضه می گردد و مشکلات کالا در همین مرحله کشف و پس از اصلاحات لازم، تولید انبوه شروع می گردد و در این مرحله بازاریاب می تواند خط مشی جایگاه یابی، قیمت گذاری ، تبلیغات ، کانالهای توزیع ، بسته بندی ونحوه واکنش مصرف کنندگان را به دقت سنجیده و از میزان احتمال خرید کالا اطمینان لازم راکسب نماید.روش آزمون بازار با توجه به هزینه زیادی که دارد اطلاعات بسیار مفیدی را در اختیار مدیران قرار می دهد تا بر اساس آن در باره میزان تولید و عرضه تجاری کالای جدید ،تصمیمات لازم را گرفته و برنامه بازاریابی کالارا با توجه به مخاطبین هدف برای ورود به بازار تدوین نمایند ،لازم به ذکر است که سیاستهای متفاوتی برای ورود به بازار وجود دارد نظیر سیاست نردبانی که ابتدا به بازار یک شهر نفوذ کرده و سپس وارد بازار یک منطقه و نهایتا کل بازار کشور مورد نظر قرار می گیرد. مفهوم ایده کالا ، ایده ای است که برای یک کالای محتمل ،شرکت خود را در موقعیت عرضه آن کالا به بازار تصور کرده ولیکن مفهوم عینی کالا شرح تفصیلی یک ایده است که با اصطلاحات معنی دار مورد نظر مصرف کننده توسط بازاریاب عنوان می گردد .

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/13 ساعت 23:51 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


17) طراحي و بسته بندي

 

بسته بندی کالا به شکلهای مختلفی انجام می گیرد، در بسته بندی اولیه برای ظرف و لفاف کالا، طراحی به گونه ای انجام می شود که محتوای کالا را در خود جای دهد ، طراح بایستی بداند که بسته بندی ثانویه معمولا هنگام استفاده کالا دور انداخته می شود و در مرحله آخر، بسته بندی باید به گونه ای انجام شود که برای نگهداری ، شناسایی و حمل کالا مناسب باشد، لازم به ذکر است که برچسب کالا جزیی از بسته بندی کالا تلقی شده وعمدتا شامل اطلاعاتی است که همراه با بسته بندی کالا بصورت چاپ شده جهت آگاهی مشتریان ارائه می شود.

طراحان بسته بندی کالا جهت جلب توجه مشتری بایستی با ارائه توضیحات لازم در باره کالا به تصمیم گیری سریع مصرف کنندگان در مورد خرید کالا کمک کرده و بدین ترتیب به فروش بیشتر کالا یاری رسانند زیرا مصرف کنندگان برای راحتی خود حاضرند مبلغی بیشتر در خصوص ظاهر و بسته بندی کالا به شرط جلب اعتمادشان بپردازند وبا اتکا به اعتبار نام کالا و فروشنده اقدام به خرید را انجام دهند. یک بسته بندی خوب باید سبب شناخت فوری نام و علامت تجاری فروشنده شود و با استفاده از روانشناسی رنگها و فرهنگ بومی هر منطقه از بازار هدف ،به تبلیغات بازاریابی کالای مورد نظر کمک نماید. در تصمیم گیری برای نوع بسته بندی کالا بایستی کاربرد محصول در الویت قرار گیرد و سایر عناصر بسته بندی نظیر اندازه، شکل، مواد اولیه، رنگ و محل چاپ علامت تجاری بر اساس آن طراحی شود ، این عناصر برای حمایت از جایگاه و خط مشی بازاریابی کالا باید با یکدیگر به نحو مناسبی تلفیق شوند و با برنامه تبلیغاتی ، قیمت و سیستم توزیع کالا نیز سازگاری کامل داشته باشد، برچسب کالا نیز باید سبب شناسایی کالا یا علامت تجاری شده و وظیفه درجه بندی و شرح کالارا نیز انجام دهد که اهم این موارد عبارتند از نام سازنده ، محل ساخت، زمان ساخت، مواد اولیه مصرفی ، نحوه استفاده درست از کالا ، رعایت نکات ایمنی ، قیمت ، مدت اعتبار مصرف و ارزش مصرفی کالا، لازم به ذکر است که خدمات بعد از فروش به عنوان ابزاری برای دستیابی به مزیت رقابتی کالا همواره مورد استفاده کارشناسان بازاریابی قرار می گیرد ، لذا کسانی که خدمات بهتری را ارائه کنند از میزان فروش و سود بیشتری برخوردار می باشند و این نکته در کنار سایر موارد لازم جهت بازاریابی مانند طراحی زیبا و بسته بندی مناسب با توجه به نیروهای مختلف دیگر موثر بر یک محیط بازاریابی وهمچنین تعامل چند سویه نیروها ،سبب هم افزایی نیروها   (cinergy) در کل سیستم شده و وظیفه تبلیغات کالا را نیز به خوبی انجام می دهد.یک شرکت به منظور تامین نیاز مشتریان بایستی برای کلیه کالاهای خود و خدمات همراه آن برنامه مناسبی داشته باشد و نظر مصرف کنندگان را در مورد ارزش خدمات بعد از فروش و اهمیت نسبی آن بداند و لذا تعیین خدمات مورد نیاز مشتریان اعم از خدمات مشاوره ای، اعتباری و خدمات تعمیر و نگهداری از اهمیت بسیارزیادی برای حفظ سهم بازار صاحبان صنعت برخوردار است.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/13 ساعت 23:49 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


16) كيفيت كالا

 

کیفیت کالا، توانایی و قابلیت کالا در انجام وظایف محوله را نشان میدهد و شامل دوام، قابلیت اعتماد،دقت و سهولت استفاده می باشد که در تعیین جایگاه  کالا در بازار نقش به سزایی ایفا  می نماید و بر مبنای برداشتهای ذهنی خریدار اندازه گیری می شود. در مدیریت کیفیت استراتژیک برای پیشی گرفتن از رقبا با عرضه کالاهایی که پاسخگوی نیازها و ارجحیت مصرف کنندگان است میتوان به کیفیت مورد نظر کالا در بازار دست یافت لذا شرکتها علاوه بر ایجاد کیفیت مطلوب کالا باید آنرا به خوبی عرضه نمایند تا مورد نظر مشتری قرار گیرد ،

ظاهر کالا و احساسی که از آن ایجاد می شود بایستی سطح کیفیت کالا را برساند لذا کیفیت از طریق سایر عناصر بازاریابی نظیر قیمت، نام تجاری کالا،بسته بندی، توزیع و تبلیغات پیشبردی ارائه می شود و تمام این عناصر به ایجاد تصویر ذهنی مطلوبی از کالا کمک می نماید و تولید کننده باید چنان سطح کیفیتی را برای کالاهای خود انتخاب کند که با نیازهای بازار هدف و کالاهای رقیب سازگاری داشته باشد، لازم به ذکر است که هر ویژگی کالا می تواند به عنوان یک ابزار رقابتی جهت متمایز کردن کالای مورد نظر از کالای سایر رقبا مطرح باشد و تولیدکنندگان باید با ارزیابی دوره ای از خریداران خود سعی در ایجاد ویژگیهای جدید، ارتقا و بهبود کالا داشته باشند. طرح کالا یکی دیگر از راههای شاخص بودن کالا می باشد لذا استفاده از یک طرح خوب باعث شهرت کالا میشود. طرح مفهومی است به مراتب وسیع تر از شکل کالاست زیرا شکل کالا فقط گویای ظاهر کالا است ولیکن طرح کالا می تواند موجب عملکرد و کارآیی بهتر کالا باشد، یک طرح خوب بایستی هم به مفید بودن کالا و هم به ظاهر آن کمک کند و در خصوص توزیع کالا وخدمات بعد از فروش نیز تمهیدات لازم را در نظر گرفته باشد تا ضمن کاهش هزینه های تولید باعث رقابت کالا با سایر رقبادربازار هدف شود. تعیین یک علامت تجاری( BRAND) بر میزان فایده و ارزش کالا  افزوده و مسئله بسیار مهمی در مشخص شدن خط مشی بازاریابی کالا می باشد که در بلند مدت برای تبلیغات پیشبردی و بسته بندی کالا از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. یک علامت تجاری عبارت است از یک اسم،اصطلاح، علامت،نشان یا طرح که با هدف شناسایی و تمیز دادن کالا یا خدمات بکار می رود و موجب متمایز شدن آنها خواهد شد. یک نام تجاری به نوعی قسمتی از یک علامت تجاری است که قابل ادا کردن است ولی یک نشان تجاری را نمی توان به زبان آورد و تنها با آن کالا شناسایی می شود که دارای حقوق انحصاری یا کپی رایت ( COPY RIGHT ) می باشد و لذا کلیه حقوق نشر ،تکثیر وچاپ آن مشمول قوانین حقوقی خواهد شد.یک اسم تجاری در باره کیفیت کالا سخن گفته و لذا خریداران بر این اساس می توانند اطمینان داشته باشند که تحت این نام همواره کالایی مشابه با کیفیت کالای قبلی مصرف خواهند نمود ، بنابراین کار تقسیم بازار بر اساس نام ونوع سفارش کالا برای فروشنده آسانتر خواهد بود.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/06/13 ساعت 23:47 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


15) طبقه بندي كالاها

 

وجه تمایز یک کالا زمانی ارزشمند است که این تمایز برای خریداران دارای اهمیت باشد واز فایده زیادی برخورداربوده و در مقایسه با رقبا دارای برجستگی باشد ،لذا وجه تمایز بایستی برتربوده و ضمن ایجاد ارتباط با مشتریان آنها را جلب نماید و به آسانی توسط رقبا تقلید نگردد ودر عین حال خریدارن توان پرداخت بهای کالا را نیز داشته باشند به نوعی که این وجه تمایز برای شرکت سودآور باشد.

ترکیب عناصر بازاریابی باید از تمام جهات از خط مشی جایگاه یابی شرکت پشتیبانی نماید،ایجاد یک جایگاه در بازار و تغییر آن معمولا به زمانی طولانی نیاز دارد وپس از اینکه شرکت به جایگاه مطلوب و مورد نظر خود دست یافت باید حهت حفظ این جایگاه از طریق ایجادارتباط و عملکرد پایدار بکوشد،این جایگاه بایستی در طول زمان با تغییر نیاز مصرف کنندگان وخط مشی رقبا اصلاح شده و از تغییرات ناگهانی که باعث سردرگمی مصرف کنندگان می شود اجتناب نموده تاجایگاه مورد نظر برای کالای مربوطه متناسب با تغییرات دائمی محیط بازار به تدریج شکل گیرد. وقتی کالایی را می فروشیم باید بدانیم که به همراه آن یک سبک زندگی را فروخته ایم و یک سبک زندگی شامل شان ،منزلت، احسا سا ت،میل،هوس،امید،رویا وخاطرات یک فرد می باشد و هر چیزیکه در بازار برای جلب توجه،تملک ومصرف عرضه شده و توان رفع یک نیاز و خواسته را داشته باشد،کالا تلقی میگردد.

اشخاص مانند کاندیداهای ریاست جمهوری و ایده ها نیز به نوعی کالا تلقی میشوند و لذا بازاریابی ایده ها ار آن جهت معنا دارد که ما با این ایده ها رفتار مناسبی را در پیش بگیریم و بدین ترتیب هر چیزی از کالای فیزیکی گرفته تا خدمات، اشخاص،مکانها،سازمانها و عقایدی را که بتوانیم در بازار عرضه نماییم ،کالا تلقی میشود. هنگام طراحی کالا بازاریابان باید ابتدا به فکر مزایا و فواید کالا باشند زیرا برای خریدارن از اهمیت زیادی برخوردار است ،در مرحله بعد طراحان باید بر مبنای شالوده کالا،یک کالای واقعی را بوجود آورند که دارای سطح کیفی ،ویژگیها،طرح،نام تجاری و بسته بندی خاصی می باشند و فایده اصلی کالا را در بر دارد،طراح کالا موظف است علاوه بر تامین رضایت مشتریان،مزایای اضافی کالا را نیز ایجاد نماید.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/26 ساعت 21:32 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


14) انوع خط مشي هاي بازاريابي

 

انواع خط مشی های بازاریابی جهت ایجاد پوشش مناسب بازار را می توان  به سه بخش بازاریابی غیرتفکیکی - بازاریابی تفکیکی و بازاریابی متمرکز تقسیم بندی نمود که در ذیل به توضیح هر کدام می پردازیم:

۱ بازاریابی غیر تفکیکی : در این روش شرکت بدون توجه به تفاوت بخشهای مختلف یک بازار ،کالا یا خدمتی را یه بازار عرضه می کند و بیشتر برنامه بازاریابی به وجوه مشترک اکثریت خریداران معطوف است و با توزیع مناسب و تبلیغات انبوه به بازاریابی کالا پرداخته می شود، لازم به ذ کر است که در این روش هزینه های تولید به دلیل محدود بودن تولید و بازاریابی کاهش می یابد.

۲ بازاریابی تفکیکی : در این روش یک شرکت چندین قسمت بازار را مورد هدف قرار داده و برای هر بخش بازار کالای متناسب با آنرا تولید و عرضه می کند لذا بر این اساس شرکت از استحکام بیشتری در بازار برخوردار خواهد بود و انتظار تکرار خرید بیشتری را از مشتریان خویش دارد، تغییرات ایجاد شده در یک کالا با هدف تامین نیازمندی بخشهای مختلف بازار به هزینه های تحقیق و توسعه خاص خود نیاز دارد لذا بر این اساس هزینه های تولید این نوع کالاها افزایش می یابد، در این روش بایستی به تهیه برنامه های بازاریابی جداگانه پرداخته و با توجه به اطلاعات به دست آمده توسط کارشناسان تحقیقات بازار و تجزیه و تحلیل آنها به پیش بینی وضعیت فروش و مدیریت برنامه های تبلیغات کالا و تغییرات مورد نظر پرداخت

۳ بازاریابی متمرکز : روشی است که شرکتها در زمان محدودیت منابع برای کسب سهم بزرگی در بازار از آن استفاده می کنند، لذا این روش مناسبی برای مقابله بین شرکتهای کوچک با رقبای بزرگتر است. در این شیوه ،شرکتها با کسب اطلاعات ضروری درباره نیازهای بازار آمادگی لازم در خصوص تغییرات بازار را داشته و لذا از استحکام بیشتری برخوردار خواهند بود زیرا تقاضا در اینگونه بازارها بطور غیر منتظره ای ممکن است دگرگون شود ، بنابراین فعالیت در چند قسمت بازار به شکل همزمان بقای شرکت را در مقایسه با سایر رقبا تا حد زیادی تضمین خواهد کرد. منابع شرکت، میزان درجه تغییر پذیری و قابلیت انعطاف کالا با توجه به طراحی شکلی آن نیز در انتخاب خط مشی پوشش بازار بسیار اهمیت دارد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/26 ساعت 21:29 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


13) مدل STPدر بازاريابي

 

مدل STP در بازاریابی هدف دار شامل سه مرحله می باشد که عبارتند از:

۱- تقسیم بازار (Segmentation) : در این مرحله کل مصرف کنندگان به گروههای خریدار جداگانه ای تقسیم شده که هریک با توجه به ویژگیهای الگوی مصرف و رفتار خرید خود به دنبال کالاهای مورد نظرشان بوده و لذا بازاریابان باید با عنایت به خصوصیات مشتریان هر بخش بازار، ترکیب خاصی از عناصر بازاریابی را برای گروههای مختلف مصرف کننده در نظر بگیرند.

۲- هدف گیری در بازار (Targeting): به معنای ارزیابی قسمتهای مختلف بازار است که با توجه به جذابیت بخشهای مختلف بازار به عنوان بازار هدف نشانه گیری و انتخاب شده و بازاریابان بر این اساس استراتژی بازاریابی مورد نظر را برای هر بخش  طراحی و اجرا می کنند.

۳- تعیین جایگاه در بازار (Positioning): منظور تعیین جایگاه رقابتی کالا برای هر بخش از بازار بوده و لذا ترکیب عناصر بازاریابی با توجه به برنامه تبلیغاتی و بازاریابی رقبای بازار هدف تهیه می گردد، یکی از مبانی تقسیم بازار توجه به سن و درآمد افراد است که به تناسب آن برای هر گروه مصرف کننده ،کالایی متناسب تولید می شود، فروشندگان با این روش معمولا بدنبال گروههای برجسته ای از خریدارانند که از نظر نیاز به کالا و واکنشهای خرید با یکدیگر تفاوت داشته باشند ، متغیرهای دیگر تقسیم بازار می تواند ناشی از پارامترهای جغرافیایی، جمعیت شناختی و روانشناختی نیز بوده که در جای خود باید مورد نظر کارشناسان تبلیغات و بازاریابی قرار گیرد. در تقسیم بازار بر اساس متغیرهای جغرافیایی،واحد های مختلفی مانند کشور، ایالت، ناحیه، استان ، شهر و منطقه شهری به عنوان بازار هدف در انواع تجارت بین المللی و داخلی بایستی ملحوظ شود که بر اساس هر کدام  الگوی بازاریابی جداگانه ای بکار گرفته خواهد شد. در تقسیم بازار بر اساس عوامل جمعیت شناختی، گروههای مختلف بر اساس سن، جنس، اندازه خانوار، درآمد، نوع شغل، میزان تحصیلات، مذهب، نژاد و ملیت مورد نظر قرار گرفته و انواع خواسته ها ، نیازها و لذا میزان مصرف مشتریان با توجه به ویژگیهای مذکور متفاوت خواهد بود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/26 ساعت 21:27 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


12) بازاريابي هدف دار

 

بازارهای قابل توسعه: تحت تاثیر بودجه اختصاص یافته جهت بازاریابی هر کالای مورد نظر است و لذا میزان تقاضای بازار با میزان بودجه اختصاص یافته جهت تبلیغات و بازاریابی در این بازارها با هم ارتباط مستقیم دارند ولیکن در بازارهای غیر قابل توسعه تقاضای اولیه همان تقاضای کل است که برای تمام مارکهای یک کالا و یا خدمت وجود دارد و لذا بازاریابان در این نوع بازارها باید برای ایجاد تقاضای انتخابی کوشش زیادی بکنند.

انتخاب بهترین نواحی برای فروش کالا و اختصاص بهینه بودجه بازاریابی برای هر منطقه یکی از مهمترین امور برای برآورد ناحیه ای تقاضا درهر بازار هدف است که با روشهای مختلفی صورت میگیرد. در روش بررسی ساختاری بازار در مورد کالاهای صنعتی اطلاعات مربوط به تمام خریداران بالقوه در بازار و میزان خرید آنها مورد نیاز است تا با توجه به طبقه بندی اطلاعات مورد نظر توان بالقوه بازار را بتوان مورد ارزیابی قرار داد. در روش دیگر با توجه به بررسی شاخص عامل بازار در خصوص کالاهای مصرفی تمام خریداران بالقوه بازار در هر منطقه ارزیابی شده و با شناسایی کلیه عوامل بازار توسط یک شاخص موزون ، قدرت خرید و توان بالقوه بازار مصرف را می سنجیم. لازم به ذکر است که این شاخص بر اساس میزان درآمد افراد، میزان فروش کالا و توزیع نسبی جمعیت کشور در هر منطقه تعیین میشود، لازم به ذکر است که علاوه بر اطلاعات مربوط به میزان تقاضای کل و منطقه ای هر بازار، بازاریابان به اطلاعات فروش کل  هر صنعت در بازار هم احتیاج دارند تا بر این اساس با شناخت رقبای اصلی در بازار هدف ، سهم فروش هر یک را نیز بتوانند برآورد نمایند. پیش بینی تقاضای آینده در باره نحوه واکنش احتمالی خریداران در بازار برای موفقیت آینده شرکت از اهمیت ویژه ای برخوردار است و  دارای مراحل مختلفی است که با پیش بینی محیط اقتصادی پیرامون خود می توان به بررسی عواملی نظیر نرخ تورم، بیکاری، میزان بهره، هزینه های جاری، میزان پس انداز ،سرمایه گذاری ، وضعیت تراز تجاری کشور، صادرات، واردات و نهایتا تولید ناخالص ملی پرداخته و سپس به پیش بینی وضعیت فروش در بازار صنعت مورد نظر رسیدگی کرد. برای بررسی قصد خریداران با پرسش مستقیم از آنها می توان به احتمال خرید پی برد و بر اساس طبقه بندی اطلاعات دریافتی از فروشندگان کالا می توانیم به پیش بینی میزان فروش بپردازیم.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/14 ساعت 19:12 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


11) مدل رفتار خريد سازماني

 

در یک مدل رفتار خرید سازمانی ما با سه متغیر اساسی سر و کار داریم که عبارتند از محیط بازار ،سازمان خریدار و واکنشهای مصرف کننده که محیط بازار شامل محرکهای بازاریابی، اقتصادی، تکنولوژیکی، سیاسی وفرهنگی می باشد. لازم به ذکر است که محرکهای افتصادی مانند کالا،قیمت،مکان عرضه، سیستمهای توزیع کالا و تبلیغات پیشبردی با توجه به وضعیت رقبا مورد بررسی قرار میگیرد.

در سازمان خریدار محرکهای مربوطه با توجه به تاثیرات شخصی و سازمانی به محرکهای خرید تبدیل شده و واکنشهای خریدار را سبب میشوند که این واکنشها عبارتند از انتخاب کالا، خدمات ،انتخاب فروشنده ،مقدار سفارش،شرایط تحویل ، زمان تحویل و شرایط پرداخت که همگی باعث خرید کالا شده ولذا بازاریاب باید از آنها اطلاع دقیق داشته باشد. خریدار می تواند در وضعیتهای مختلف اقدام به خرید کرده ،گاهی اوقات  با توجه به رضایت خاطر از کالای مصرفی خود و بدون هیچگونه تغییری در نوع الگوی مصرفی مربوطه سفارش خرید مجدد میدهد و گاهی به دنبال تغییر در مشخصات کالا، قیمت،شرایط پرداخت و نحوه تحویل کالای مذکور می باشد.زمانیکه کالا یا خدمتی برای بار اول خریداری می گردد، تعداد افراد شرکت کننده در تصمیم گیری برای این خرید جدید بیشتر است و لذا اطلاعات بیشتری هم در مورد کالا لازم می باشدکه شامل مشخصات فنی ، قیمت، شرایط مکانی فروش، عرضه کالا، زمان تحویل و نحوه پرداخت توسط مشتری را در بر می گیرد،در یک خرید و فروش سیستمی،عرضه کننده مسئولیت فروش یک گروه کالا را که به هم وابسته اند  به عهده گرفته و برای تامین نیاز  مشتری عملا یک سیستم را می فروشد که شامل تولید ، توزیع و خدمات بعد از فروش می باشد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/14 ساعت 19:8 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


10) عوامل تاثيرگذار بر خريد

 

تصویر ذهنی مارک کالا (BRAND IMAGE) :

مجموعه باورهای مربوط به یک مارک خاص است که مصرف کننده در ذهن خود دارد و ناشی از تجربه شخصی و تاثیر و توجه او به کالای مورد نظر میباشد و مطلوبیت خاصی را از آن کالا انتظار دارد که با عنایت به مدل ارزش مورد انتظار مصرف کننده ، گزینه های مختلفی جهت انتخاب کالا مورد ارزیابی قرار میگیرد.

معمولا پس از احساس نیاز و جمع آوری اطلاعات با توجه به ارزیابی گزینه های مختلف جهت انتخاب کالا ، قصد خرید در فرد ایجاد می شود و فرد مذکور تحت تاثیر عقیده دیگران و عوامل پیش بینی نشده دیگر نظیر سطح درآمد و قیمت کالا تصمیم به خرید را عملی میکند لذا بازاریاب باید دقیقا عوامل موثر بر قصد و تصمیم خرید فرد را شناسایی کند و اثرات منفی آن بر ذهن مصرف کننده را تحت کنترل خود قرار دهد. انتظارات مصرف کننده از کالا بر مبنای پیامهای دریافتی از فروشندگان ،دوستان و سایر منابع اطلاعاتی او شکل می گیرد. لازم به ذکر است که اقدامات بعد از خرید برای حفظ مشتریان قدیمی و جذب مشتریان جدید از اهمیت به سزایی برخوردار است،حفظ مشتریان قدیمی به میزان رضایت آنان بستگی دارد و اهمیت آن بیش از جذب یک مشتری جدید است زیرا رضایت مشتریان قدیمی با توجه به تقویت حس وفاداری آنان نسبت به کالای مربوطه سبب تشویق مشتریان جدید برای خرید کالای مورد نظر خواهد شد.آگاهی از نیازهای مشتری ، فرآیند خرید و عوامل تاثیر گذار در رفتار خرید مصرف کننده، اساس یک برنامه بازاریابی موفق با توجه به تعیین بازار هدف میباشد. فرآیند پذیرش یک کالای جدید فرآیندی ذهنی است وهر گونه کالا،خدمت و ایده ای که مشتریان آنرا نو بدانند،کالایی جدید تلقی میشود و مصرف کنندگان پس از آگاهی از وجود آن در صورت پذیرش کالای مذکور ،مشتری دائمی آن خواهند شد. بنابراین فرآیند پذیرش کالا شامل مراحل مختلفی است که نخست با آگاهی مصرف کننده از وجود کالای جدید شروع شده و با توجه به علاقه مندی نسبت به کالای مربوطه ،مصرف کننده به کسب اطلاعات بیشتری در مورد کالا میپردازد و سپس قابلیت استفاده از کالای جدید را مورد ارزیابی قرا رداده و با توجه به فواید آن بعد از آزمایشهای گوناگون در صورت جلب رضایتش آنرا پذیرفته و در سبد کالاهای مورد مصرف خود قرار میدهد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/05 ساعت 22:11 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


9) بررسي فرايند تصميم به خريد

 

یادگیری: تغییراتی  که بر اثر تجربه در رفتار شخص ایجاد میشود و با توجه به تاثیر متقابل انواع محرکها و تمایلات در فرد تحقق می یابد. میل :عبارت است از یک محرک قوی داخلی که اقدامی را طلب می کند و زمانیکه توسط یک محرک هدایت شود به انگیزه تبدیل میشود و نتیجه پاسخ به آن محرک اقدام به خرید کالاست.

باور: یک عقیده توصیفی است که فرد نسبت به موضوعی دارد و لذا بازاریابان می توانند با توجه به تمایلات افراد و ایجاد انگیزه لازم جهت آنها، برای یک کالا تقاضا ایجادکنند. باورها و عقاید فرد بر پایه اطلاعات، نظرات و احساسات او بر رفتار خرید اثر میگذارد. عقیده: معمولا تمایلات،احساسات وارزیابیهای نسبتا پایدار شخص را نسبت به یک کالا یا یک طرز فکر بیان میکند و لذا اعتقادات فرد باعث ایجاد علاقه یا تنفر او از چیزی میشود. برا ین اساس انتخاب کالا توسط هر فرد حاصل تاثیر متقابل و پیچیده عوامل فرهنگی،اجتماعی،شخصی و روانی میباشد و بسیاری از این عوامل خارج از کنترل بازاریاب است ولیکن در شناسایی خریداران کمک زیادی میکند. بازاریاب باید بداند چه کسانی در تصمیم گیری خرید تاثیر دارند و نقش هر کدام چیست زیرا این شناخت به تصمیم گیری در مورد طراحی کالا و تعیین پیام تبلیغاتی آن برای مخاطب هدف کمک شایانی میکند.

رفتار عادی خرید ساده ترین نوع رفتار خرید است که هنگام خرید کالاهای ارزان به دفعات رخ میدهد. خریداران در اینگونه رفتار با اطلاع از مارک و نوع کالا براحتی جهت خرید تصمیم میگیرند و به این کالاها اساسا کالاهای کم زحمت گویند مانند شوینده ها و مواد مصرفی مشابه آن . بازاریابان کالاهای کم زحمت باید تلاش کنند تا با نظارت بر کیفیت خدمات و فایده این دسته از کالاها ، مشتزیان را راضی نگه دارند و برای جذب خریداران بیشتر و جدید با افزایش ویژگیهای کالا ،ارائه تخفیفات خاص و عرضه مناسب کالا ، تمهیدات جدیدی را بکار گیرند. زمانیکه خریداران ،طبقه کالا را میشناسند ولی شناختی از مارک آن ندارند مصرف کنندگان با جمع آوری اطلاعات ریسک خرید را کاهش میدهند و بازاریابان باید نسبت به طراحی یک برنامه ارتباطی اقدام نمایند تا اعتماد خریدار را نسبت به مارک جدید جلب کنند. حال زمانیکه خریداران اساسا طبقه و مارک کالا را بخوبی نمی شناسند بازاریابان باید از نحوه جمع آوری اطلاعات توسط خریداران آگاهی کاملی داشته باشند و معیارهای خرید را برای گروه خریداران روشن نمایند تا تعیین انتخاب کالا برای آنها تسهیل شود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/05/05 ساعت 22:9 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


8) شناسايي بازار هدف

 

گروههای مرجع :بطور مستقیم و غیر مستقیم در تغییر رفتار خرید افراد موثرند، گروههای ایده آل گروههایی هستند که افراد نسبت به آنها تعلق خاطر دارند و لذا بازاریابان می کوشند که گروههای مرجع و ایده آل را در بازار هدف بشناسند زیرادر یک گروه مرجع رهبران فکری به دلیل دارا بودن مهارت ،دانش و شخصیت خود قادر به اعمال نفوذ بر دیگران هستند و لذا در اتتخاب نوع کالا و مارک آن بر الگوی رفتار خریداران موثرند. لازم به ذکر است که مردم اغلب کالاهایی را برای مصرف انتخاب میکنند که شان و منزلت آنان را در اجتماع به رخ دیگران بکشد.

بازاریابان غالبا بازارهای هدف خود را بر حسب مراحل دوره زندگی افراد تعیین میکنند و برنامه های بازاریابی و محصولات خود را متناسب با این مراحل مشخص مینمایند. شغل افراد، سطح درآمد و شرایط اقتصادی جامعه نیز بر خرید انواع کالاها و خدمات مورد نظر افراد تاثیر میگذارد و بازاریابان می توانند در تعیین جایگاه کالاها وخدمات و نحوه قیمت گذاری و توزیع آنها اعمال نظر کنند. سبک زندگی افراد به نوعی نشان دهنده الگوی زندگی فرد است که بر اساس علایق ، دلبستگی ها و افکار شخصی افراد شکل می گیرد و لذا بر رفتار خرید او تاثیر دارد.

در طبقه بندی والس سبکهای مختلف زندگی به چند بخش تقسیم شده است که عبارتند از :

۱- واقع گرایان : این افراد با سطح درآمد بالا تمایل به خرید بهترین کالاها را دارند.

۲- اصول گرایان : افراد با سطح درآمد بالای این گروه با توجه به تحصیلات بالا بسیار وظیفه شناسند واین خصوصیت در نوع رفتار خرید آنها تاثیر بسزایی دارد ولیکن آنها که درآمد متوسطی دارند رفتار بسیار محافظه کارانه ای را در پیش میگیرند .

۳- شان گرایان: این افراد بسیار پرکار ،سخت کوش و موفقند و لذا با توجه به این سبک زندگی ازالگوی رفتار ویژه ای تبعیت میکنند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/30 ساعت 8:41 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


7) فرايند تحقيقات بازاريابي

 

در فرآیند تحقیقات بازاریابی با تعریف دقیق مشکل وتعیین اهداف تحقیق از صرف بیهوده هزینه و تاخیر ناشی از انجام تحقیق جلوگیری شده واین امر باعث میشود تا به بررسی مشکلات اصلی بپردازیم. هدف تحقیق ممکن است اکتشافی، تشریحی و یا سببی بوده و لذا روابط علت و معلولی را مورد بررسی قرارمی دهد. در مرحله تهیه طرح تحقیق با گرد آوری اطلاعات مورد نیاز، یک طرح کارآمد به مدیران بازاریابی ارائه میشود.

در این طرح با توجه به اطلاعات ثانویه که برای مقاصد مختلف از منابع گوناگونی جمع آوری شده است میتوان برای کمک در تصمیم گیری بر اساس اطلاعات اصلی که برای مقاصد خاص تدارک دیده شده نیز استفاده کرد. در یک طرح تحقیقاتی ،شیوه تحقیق، روشهای تماس، ابزار تحقیق و وسایل مورد نیاز برای جمع آوری اطلاعات بطور دقیق مشخص میشود. محققین معمولا کار را با اطلاعات ثانویه آغاز میکنند که میتوان این اطلاعات را از منابع داخلی یا خارجی تهیه کرد. در به کارگیری از اطلاعات ثانویه محقق باید با توجه به نیازهای طرح از قابل اعتماد بودن اطلاعات جهت اخذ تصمیمات ، اطمینان حاصل کند. منابع اطلاعاتی ثانویه همواره نقطه آغاز خوبی یرای تحقیق است واغلب به تعیین مشکل و اهداف تحقیق کمک میکند ولیکن تمام اطلاعات مورد نیاز را به ما نمیدهد. برای گرد آوری اطلاعات اصلی باید از روشهای مختلف تحقیق نظیر مشاهده، استنتاج و تجربه وتحلیل استفاده کرد. در بررسی هر یک از شیوه های تماس ،میزان انعطاف پذیری، کنترل، سرعت، هزینه و کمیت اطلاعات با هم متفاوت است،مصاحبه، مکاتبه واستفاده از تلفن ،شیوه های مرسوم تماس هستند.در نمونه گیری باید واحد نمونه،اندازه آن و روش نمونه گیری با توجه به نمونه های محتمل و نامحتمل انتخاب شده و محدودیت زمانی وهزینه های آن را نیز در نظر گرفت. ابزار تحقیق با توجه به نوع تحقیق باید انتخاب شود و پرسشنامه به عنوان یکی از ابزارهای مهم تحقیق در بیشتر تحقیقات همواره مورد استفاده قرارمیگیرد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/30 ساعت 8:39 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


6) سیستم اطلاعات بازاریابی (MIS)

 

سیستم اطلاعات بازاریابی (MIS): شامل افراد ، تجهیزات، روشهای جمع آوری، طبقه بندی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و توزیع به موقع اطلاعات مورد نیاز مدیران بازاریابی برای تصمیم گیری نهایی طراحی میشود و این اطلاعات توسط منابع داخلی شرکت و بر اساس تحقیقات بازاریابی و از طریق فرایند اطلاع رسانی بازاریابی صورت میگیرد.

عوامل مختلفی از جمله محیط داخلی شرکت ، توزیع کنندگان، تولیدکنندگان،واسطه های فروش،مصرف کنندگان و رقبا همگی بر سیستم بازاریابی تاثیر گذارند. یکی از مهمترین نکات در سیستم بازاریابی بررسی تاثیرات تجارت خارجی در این پروسه می باشد.

دقت نظر کافی در قوانین سازمان تجارت جهانی ( GATT ) و  اشراف به قوانین و مقررات گمرکی و تعرفه کالاها، توجه به نرخ تسعیر ارزها و نرخ بهره بین بانکی در بازارهای مالی بین المللی از جمله نکاتی است که همه بر  محیط سیستم بازاریابی تاثیرات شگرفی دارند و لذا متخصصین علم اقتصاد با تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده می توانند به اخذ تصمیمات درست در صحنه رقابت اقتصاد جهانی کمک شایانی بکنند. کسب اطلاعات از منابع داخلی معمولا سریعتر و کم هزینه تر از سایر منابع اطلاعاتی است ولیکن کارآیی لازم را ندارد، روش دیگر جمع آوری اطلاعات نظارت بر نحوه فعالیت رقبا از طریق تجزیه وتحلیل و بررسی وضعیت خرید و فروش محصولات تولیدی رقبا میباشد و شرکتها می توانند با استفاده از این اطلاعات ، سبک و خط مشی های تبلیغاتی را در فضای رساته ای مختلف بر اساس بودجه تبلیغاتی مورد نظر شرکت و در مقایسه با رقبای بازار بررسی نمایند. اطلاعات کسب شده توسط تحقیقات بازاریابی میتواند برای شناسایی و تعیین فرصتها و تهدیدهای موجود در بازار بر کار آیی و فهم بهتر فرآیند بازاریابی مورد استفاده قرار گیرد  . تحقیقات بازاریابی می تواند در زمینه های مختلف به اندازه گیری توان بالقوه بازار، تجزیه و تحلیل سهم بازار، تعیین خصوصیات بازار، تجزیه و تحلیل فروش، سیاستهای قیمت گذاری کالا توسط رقبا و پیش بینی های کوتاه مدت و بلند مدت روند فعالیتهای تجاری بازار بپردازد. در نگاه اقتصاد خرد به بازار مصرف با توجه به نظریه مصرف اولیه خانوار و اصل حداکثر مطلوبیت نهایی منحنی مصرف ، افراد برای تامین نیازهای اولیه  کل بودجه خود را صرف تامین نیازهای اشباع نشده  میکنند وچیزی برای پس انداز باقی نمی ماند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/30 ساعت 8:37 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


5) برنامه ريزي استراتژيك

 

برنامه ریزی استراتژیک مستلزم تهیه یک خط مشی برای بقا و رشد بلند مدت سازمان است واین برنامه نقش بازاریابی در شرکت را تعین کرده و تفکر سیستماتیک را برای فعالیت بهتر جهت نیل به اهداف شرکت نهادینه میکند. برای بررسی ساختار تفکر سیستمی باید دانست که یک سیستم مجموعه ای از اجزای مختلف با کارکردهای متفاوت بر اساس وظایف تعریف شده و تعامل مداوم اجزا برای نیل به یک هدف مشترک است.

بررسی ناشی از بازخوردهای سیستم جهت اصلاحات ضروری و تعدیل مداوم سیستم، پویایی آن را دوچندان کرده و بقای آن را تضمین مینماید. شرکتهای موفق برای تعامل بیشتر بخشهای یک سازمان معمولا جلسات منظمی را جهت تبادل نظر بخشهای مختلف تحت عنوان جلسات بارش افکار در اتاق فکر برگزار میکنند تا شاید جرقه ای به عنوان یک ایده ناب باعث ایجاد خلاقیتی شگرف شود و با یک طوفان مغزی (BRAIN STORM) وضعیت شرکت را دگرگون کند.عوامل موثر بر خط مشی بازاریابی عبارتند از :محیطهای طبیعی و تکنولوژیک،محیط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که با توجه به مسایل جمعیت شناختی وحقوقی مورد بررسی قرار می گیرد.طرح مسایل روانشناسی اجتماعی با عنایت به سلسله نبازهای هرم مازلو میتواند ما را در بررسی نیازهای مختلف اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آحاد مختلف جامعه یاری کند تا برای رفع این نیازها ،برنامه ریزی مناسبتری صورت گیرد. یک محیط بازاریابی از نیروهایی تشکیل می شود که توانایی مدیریت بازاریابی را در تهیه و حفظ مبادلات مطلوب با مشتریان خود در انواع محیطهای خرد وکلان داشته باشد.محیط خرد شامل موسسات توزیع کننده،رقبا ، انواع بازارها، فروشندگان مواد اولیه ، واسطه های بازاریابی و مشتریان است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/22 ساعت 21:45 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


4) استراتژي هاي نفوذ در بازار

 

هر شرکت برای انتخاب بازار هدف باید نکات خاصی را در نظر بگیرد وبا اندازه گیری تقاضا وپیش بینی آن ،تخمینی از وضعیت موجود بازار داشته باشد،برای این کار میتوان از مدل STP استفاده کرد. در این مدل ضن تقسیم بازار بر اساس عوامل جغرافیایی، جمعیت شناختی ، عوامل رفتاری و روان شناختی با طبقه بندی مشتریان از نظر جنس ،سن،سطح درآمدو تحصیلات میتوان به بررسی نیاز مصرف کنندگان پرداخت. لازم به ذکر است که برای تخمین اندازه فعلی بازار باید با شناخت شرکتهای رقیب در بازار و برآورد فروش کالا، از کافی بودن حجم بازار اطمینان حاصل کرده و رشد بازار در آینده را نیز مورد نظر قرار داد.

پس از بررسیهای لازم قسمتی از بازار به عنوان بازار هدف انتخاب شده که بایستی با استفاده از استراتژیهای نفوذ در بازار و ترفندهای تبلیغاتی به اجرای کمپین مورد نظر پرداخته ، بازار هدف را کنترل کرد وبه جایگاه یابی شرکت در آن بازار پرداخت،جایگاه یک کالا مکانی است که کالای ما در مقاسیه با کالاهای رقیب در اذهان مصرف کنندگان اشغال میکند و با ایجاد وجوه تمایز مختلف از جمله روشهای مناسب توزیع ،خدمات بعد از فروش ویا تکنیکهای پیشبرد فروش که ناشی از استراتژی کمپین تبلیغاتی شرکت است میتواند به برجسته سازی جایگاه نام و کالای ما در ذهن مشتری بازار هدف بینجامد. در این راستا باید مجموعه ای از متغیرهای بازاریابی که معمولا قابل کنترل هستند به درستی ترکیب گردد تا واکنش مورد نظر را در بازار هدف ایجاد نموده و تقاضا را تحت تاثیر قرار دادوبابررسی تغییرات مختلف تقاضا در بازار با توجه به شرایط متفاوت و تئوری دست نامریی آدام اسمیت شرکتها میتوانند تخمین درستی از وضعیت تقاضای  بازار داشته باشند و میزان عرضه مناسب کالا را با توجه به سهم نسبی بازار  تعیین نمایند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/22 ساعت 21:41 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


3) ماتريس تصميم گيري

 

روشهای ماتریسی اغلب وقت گیر ، دشوار و پر هزینه هستند و موجب توجه بیش از حد شرکت به افزایش سهم بازار وچگونگی ورود به بازار های جدید میباشند.در این روش ، توانمندی شرکتها بر اساس قوی، متوسط و ضعیف طبقه بندی شده و از عواملی نظیر سهم نسبی بازار ،کیفیت کالا،قیمت ،میزان اثر بخشی فروش و تقسیم جغرافیایی بازار تاثیر پذیرفته و لذا

شرکت پیوسته در شرایط مختلف قوت و ضعف قرار میگیرد و بر اساس فرصتهای پیش آمده در بازار رقابت کامل با توجه به تهدیدهای احتمالی می تواند بر اساس مدلهای تصمیم گیری ماتریسی مانند ماتریس
(SWOT:Strengths,Weaknesses,Opportunities,Threats ) آماده مقابله با بحرانهای بازار باشد و از استراتژی مناسب برای عبور از بحران استفاده نماید.یک شرکت برای رشد بیشتر فروش در بازار با توجه به شرایط متغیر و حاکم در بازار می تواند از خط مشی های متفاوتی برای توسعه شبکه محصول خود استفاده کرده  یا اساسا به توسعه بازار محصول بپردازد.شرکتهایی که به نوعی رهبران بازار هستند می توانند با استراتژی نفوذ در بازار، خط مشی فروش بیشتر به مشتریان فعلی را انتخاب کنند و بدون ایجاد هر گونه تغییر در محصولات با کاهش قیمت ،افزایش تبلیغات و یا افزایش مراکز عرضه کالا با توجه به مدلهای مختلف شبکه توزیع  نظر مشتریان بازار را به خود جلب کرده و در عین حال مراقب ترفندهای رقبای خود در بازار باشند.اتخاذ این استراتژی باید با مطالعات دقیق کارشناسی بعمل آمده تا اثر بخشی لازم را داشته باشد، در غیر اینصورت رقبا میتوانند با حرکتهای حساب شده ،سهم بازار  را از آن خود کنند.روش دیگر می تواند استراتژی ایجاد بازارهای جدید برای محصولات موجود باشد . این کار را می توان با مطالعات دقیق جمعیت شناختی بازارهای هدف و بررسی دقیق فرهنگ اجتماعی و بومی هر منطقه با دید محلی و فرا منطقه ای حتی برای نفوذ در بازار کشور های دیگر نیز انجام داد و به نوعی با توسعه بازار و افزایش تعداد مراکز فروش در کشورهای گوناگون امکان افزایش فروش را ایجاد کنیم.استراتژی توسعه بازار زمانیکه فروش کالای مورد نظر در منطقه عملیاتی خود به حد اشباع یرسد اتخاذ میشود که خود حایز بررسی نکات ویژه ای در خصوص وضعیت اقتصادی کشور مورد نظر از منظر کلان اقتصادی و متغیرهای اقتصاد خرد والگوی مصرف جامعه هدف میباشد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/18 ساعت 22:58 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


2) برنامه ريزي بازاريابي

 

مدیریت سیستم می تواند با توجه به شرایط مختلف به شیوه های گوناگونی برای هدایت سازمان مربوطه برنامه ریزی کند.گاهی اوقات مدل تصمیم گیری مدیران سیستم ، مدل برنامه ریزی از بالا به پایین است، در این شیوه مدیریت سطح بالا ، اهداف و برنامه ها را برای کلیه مدیران سطوح پایین تعیین میکنند و کارکنان ترچیح می دهند از بالا هدایت شوند.

ایراد بزرگ این روش در آن است که کارکنان مربوطه مسئولیت پذیر نیستند و  خلاقیتهای موجود در افراد عملا شکوفا نمیشود در نتیجه سیستم پویایی لازم را نخواهد داشت و لذا برای آسیب شناسی آن نیاز به کالبد شکافی توسط کارشناسان تجزیه و تحلیل سیستمها و روشها میباشد تا نسخه مفید فایده برای هر سازمان با توجه به کاستیهای آن تجویز گردد و نیروهای موجود در سیستم با تعامل لازم سعی در حفظ و بقای سازمان داشته باشند و سیستم را به تعادل یرسانند.نکته اساسی در مورد این موضوع لزوم واکاوی مستمر سیستم توسط کارشناسان فن میباشد چرا که با توجه به دنیای پیچیده موجود پیرامون ما که هر لحظه شاهد بروز تغییرات شگرفی بوده و متغیرهای جدیدی وارد این سیستم میشود نباز به نگاه موشکافانه از منظر اقتصاد کلان ،اقتصاد خرد و علوم اجتماعی مرتبط با آن را می طلبد.گاهی اوقات مدیران، شیوه برنامه ریزی از پایین به بالا را به کار می گیرند،در این شیوه واحد های مختلف سازمانی ،اهداف و برنامه های خود را تعیین کرده و سپس جهت تایید به مدیریت سطح بالا ارائه می دهند.لازم به ذکر است که در این روش کارکنان مسئولیت پذیرند و به دلیل مشارکت در برنامه ریزی با خلاقیت وتعهد بیشتری به وظایف خود میپردارند.شیوه سوم با تعیین اهداف از بالا و برنامه ریزی از پایین هدایت می شود،در این شیوه مدیران سطح بالا با توجه به نیازها و فرصتهای شرکت ،اهداف کلی سالیانه را تعیین کرده و سپس واحدهای مختلف با تهیه برنامه ،شرکت را در نیل به اهداف خود یاری می کنند،لازم به ذکر است که این برنامه ها پس از تایید مدیران سطح بالا به اجرا در می آ ید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/18 ساعت 22:56 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


1) كليد واژه هاي بازاريابي

 

انسان دارای نیازهای پیچیده ای است مانند نیازهای فیزیکی ، اجتماعی و شخصی .  در کشورهای پیشرفته معمولا  بنگاههای اقتصادی و مردم به دنبال تامین نیازهای مربوطه هستند و لذا جهت یافتن منابع تامین آنها به سمت تولید و فعالیتهای بازرگانی روی می آورند ولی درکشورهای توسعه نیافته به دلیل مشکلات فراوان از جمله مسایل مدیریتی  و عدم برنامه ریزی صحیح در تشخیص و تفکیک درست مشکلات با توجه  به درجه  اهمیت  آنها از تخصیص بهینه منابع جهت تولید مناسب و تامین واقعی نیازها اجتناب می شود و لذا  مردم  در صدد کاهش امیال خود میباشند.  خواسته افراد  شکلی  از  نیازهای آدمی است که تحت تاثیر فرهنگ و شخصیت افراد بوجود می آید و بر حسب  امکانات جامعه متحول شده و به توسعه  جامعه کمک می کند  . مردم دارای  خواسته هایی نامحدوند اما  در برابر منابع  محدودی قرار دارند ، لذا کالاهایی را برای مصرف انتخاب  می کنند  که حد اکثر رضایت آنها را فراهم  نماید. خواسته ها  وقتی با قدرت خرید مردم همراه باشد تبدیل به تقاضا می شوند، از نظر مصرف کنندگان ، کالاها مجموعه ای از مطلوبیتهایی است که در ازای  پرداخت  پول خریداری می شوند و هر چیزی که  توانایی تامین  یک  نیاز را داشته باشد کالا تلقی  می گردد  و مجموعه  کالاهایی  که خواسته  آدمی  را برآورده  کند ، سبد کالا نامیده می شوند. مفهوم کالا شامل اشخاص، مکانها، سازمانها، خدمات، ایده ها و عقایدافراد نیز میتواند باشد.بازاریابی وقتی تحقق می یابد که مردم برای تامین نیازها و خواسته های خود تصمیم  به مبادله بگیرند . مبادله به عنوان هسته مرکزی  بازاریابی است  که توسط طرفین معامله صورت  میگیرد. در بین کالاهای مورد تقاضا ، کالایی  که مزایای  جدیدی برای مشتریان داشته باشد کالای داغ نامیده می شود زیرا با سیلی از تقاضا روبرو میشود. بازاریابی بر این  اساس مجموعه اقداماتی است که به منظور ایجاد یک  واکنش  مطلوب در مشتری  و بازار هدف در خصوص عرضه  کالا و یا هر گونه خدمت  صورت گرفته که این امر میتواند با یک کمپین تبلیغاتی مورد بررسی قرارگیرد . این مجموعه مشتمل بر تشخیص صحیح نیاز مشتری،تولید کالای مطلوب، قیمت گذاری، توزیع، تبلیغات پیشبردی و تکنیکهای فروش می باشد که   بایستی برای هر کالای خاص مطالعات موردی توسط متخصصین رشته تبلیغات انجام شود و راهکارهای لازم به صاحب صنعت ارائه گردد .بازار به مجموعه ای از خریداران  بالقوه و بالفعل یک کالا  اطلاق می شود .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/14 ساعت 15:20 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


گام اول، آشنايي مختصري با فيليپ كاتلر

 

فیلیپ کاتلر در سال ۱۹۳۱ در شیکاگو به دنیا آمد. او هنگام تحصیل در انستیتو تکنولوژی دانشگاه شیکاگو و ماساچوست، در آغاز کار خود به‌عنوان یک اقتصاددان به تدریس و آموزش مشغول شد. در سال ۱۹۶۲ میلادی، فیلیپ به بازاریابی روی آورد و اولین کتاب خود را با عنوان ”مدیریت بازاریابی“ در سال ۱۹۶۷ به چاپ رساند. این کتاب افزون بر ۱۲ نوبت در تیراژ گسترده به چاپ مجدد رسید و با استقبال بسیار خوبی در سطح جهانی روبه‌رو شد.

کتاب‌های معتبر دیگری نیز همچون ”بازاریابی عرضی“، ”بازاریابی استراتژیک غیرانتفاعی“، ”بازاریابی ملی“، ”ده اشتباه مهلک بازاریابی“، ”بازاریابی برای سازمان‌های بهداشتی“ ، ”بازاریابی خدمات حرفه‌ای“ و جدیدترین اثر این استاد بزرگ بازاریابی با عنوان اصول بازاريابي ( كه بصورت زنجيره اي تقديم حضور دوستان و همراهان دنياي تجارت خواهد شد) از وی به چاپ رسیده است. او همچنین در تألیف بسیاری از کتاب‌های ارزشمند بازاریابی نیز مشارکت داشته است. علاوه بر اینها، بیش از صدها مقاله در بسیاری از نشریات معتبر و مشهور جهان از کاتلر به چاپ رسیده است. فیلیپ کاتلر توانسته در طول دوران حرفه‌ای خود بسیاری از جوایز معتبر را به‌خود اختصاص دهد؛ جوایزی همچون جایزه‌ی مؤسسه‌ی بازاریابی امریکا و برترین بازاریاب بین‌المللی. کاتلر همچنین همکاری با بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان از جمله آی.بی.ام.، میشلن، بانک امریکا، مرک، جنرال الکتریک، هانی‌ول و موتورولا به‌عنوان مشاور در زمینه‌های بازاریابی و برنامه‌ریزی را در کارنامه‌ی حرفه‌ای خود دارد. در سوابق او برگزاری و ارائه‌ی سمینارهائی در زمینه مفاهیم بازاریابی و توسعه برای شرکت‌ها و مؤسسات بزرگ آمریکا، اروپا و آسیا نیز به چشم می‌خورد. تحقیقات او در زمینه‌ روند و فرآیندهای بازاریابی همواره زبانزد بوده و هست. تحقیقات اخیر او درباره‌ی اقتصاد نوین و تأثیر اینترنت بر بازاریابی بسیار قابل توجه است.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/14 ساعت 15:15 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


چه تبلیغی اثر گذار است؟


شما به عنوان صاحب یک کسب و کار- چه نوپا و چه قدیمی- قصد دارید که کالا یا خدمات جدیدی را معرفی کنید. تمام کارهایی که می‌توانسته‌اید و آنها را موثر می‌دانسته‌اید، انجام داده و طرح بازاریابی این کالای جدید را تدوین کرده‌اید. کمی نگرانید و در واقع همه امید به موفقیت فروش این کالا و یا خدمات جدید را بر این طرح بازاریابی متمرکز کرده‌اید. شما هم مثل هر صاحب کسب و کار و بازاریابی، خواهان بهترین نتایج هستید و حاضرید هر کاری انجام دهید تا بهترین طرح بازاریابی را بنویسید و به کار گیرید. راه حل‌های چندی هستند که می‌توانید برای کنترل این نوشته و اطمینان از مفید بودن آن، مورد استفاده قرار دهید. ۱۰ پرسش کلیدی هستند که پاسخ‌هایشان در تعیین میزان کارایی و رفع مشکلات وکاستی‌های این طرح، کمک‌تان خواهند کرد.

۱) پرسش نخست درباره تیتر و عنوان آگهی شماست که با توجه به ملاحظات موجود در طرح بازاریابی، آن را طراحی کرده‌اید.

آیا این جمله یا عبارت به قدر کافی جالب توجه و جذاب هست؟ آیا می‌تواند کنجکاوی بیننده را برانگیزد؟ آیا به آن فایده یا امتیاز کالا یا فرایند فروش شما اشاره دارد؟ به طوری که بیننده دریابد که با چه طور کالا و کسب و کاری روبه روست؟ این اصل مهم را به یاد داشته باشید که تیتر و عنوان آگهی شما، تبلیغی برای آگهی شماست. نوشتن این جملات یا کلمات و عبارات کلیدی و تاثیرگذار به هیچ وجه آسان نیست.

شاید لازم باشد که ده‌ها تیتر و عنوان گوناگون را بنویسید، هر کدام را تغییر داده، اصلاح کنید و از میان آنها چند تا را برگزینید و سرانجام با دقت فراوان یکی را انتخاب کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/03 ساعت 8:30 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


ایجاد جذابیت در تبلیغات


مارک تواین: با داشتن عوامل قدرتمند، به مقصود خود دست می یابید

… و به درستی همین طور است. شکست یا موفقیت فعالیتهای بازاریابی شما به نوع کلمات انتخابی برای معرفی تولیدات، خدمات و موقعیت خودتان در تبلیغات بستگی دارد . شما در انتخاب کلمات مختارید. مشکل اصلی استفاده از کلمات پوچ و بی معنی است . مغز به یکباره از هرگونه فکر خلاق تهی می شود. این زمانی است که مجموعه ی جملات تعیین شده برای ایجاد تغییرات اعجاب انگیز در تبلیغات، جادوی خود را از دست می دهند. منظور، مجموعه ای از عبارات از پیش نوشته شده است که با اضافه کردن به متن تبلیغات، نیرویی خارق العاده و همین طور امکان انتخاب گزینه های مختلف را به وب سایت شما عرضه می کند. این مجموعه در واقع سفری باورنکردنی از درون کلمات است که به تبلیغات شما جذابیت، رنگ و حس می بخشد. با عبارات حاوی نکات روز می توانید به تبلیغاتتان جان ببخشید .

حال، چگونه این عبارات و نکات روز را انتخاب می کنید؟

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/04/03 ساعت 8:26 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


منطق فازي در بازاريابي

 

مقدمه 

امروزه مديران بازاريابي بايد با واقعيتهاي بازار و تغييراتي كه در خلال اين واقعيتها رخ مي دهد، تطبيق پيدا كنند تا امکان دستيابي به اهداف فراهم شود. براي دسترسي به اين مهم، آنها بايد به سازگاريها و ناسازگاريهاي آن دسته از مشترياني كه در حال حاضر در بازار هستند (مشتريان موجود)، توجه داشته باشند و توجه كمتري را به مشترياني كه هنوز وارد بازار شركت نشده اند يا آن را ترك كرده اند، معطوف دارند. يك بازار پويا به شيوه زير مي تواند شكل گيرد:(اول)يك مشتري مراجعه مي كند.(دوم)يك مشتري مراجعه مي كند.

*يك شخص(اولي يا دومي)براي بار دوم خريد مي كند.

(مشتري ديگري)وارد مي شود.

(مشتري ديگري)براي بارچندم خريد مي كند.

(برخي مشتريان) ديگر مراجعه نمي‌كنند.( ترك مي كنند)

* مشتريان ديگري وارد مي شوند.

*مشتريان به طور فراوان و متعدد براي بارچندم خريد مي كنند.

*برخي مشتريان ديگر مراجعه نمي كنند.

گامهايي كه با علامت( *) نشان داده شده اند با توجه به توالي چندم كه ممكن است عدد بزرگي باشد، به طور تصادفي اتفاق مي‌افتند. اما از يك مشتري به مشتري ديگر و نيز از لحاظ درجات توالي با هم متفاوت هستند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/02/25 ساعت 22:33 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


صورت بسته بندی

 

 

دانلود از سرور مدیافایر

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/02/21 ساعت 1:14 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


بازاريابي تلفني

 

 

دانلود از سرور مديافاير

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/02/18 ساعت 23:37 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


ابزارهای بازاریابی

 

 

دانلود از سرور مديافاير

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/01/26 ساعت 23:52 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


رمزهاي پيدا كردن مشتري

 

چکیده

امروزه نقش مشتریان از حالت پیروی از تولیدکننده به هدایت سرمایه گذاران، تولیدکنندگان و حتی محققان و نوآوران مبدل گشته است. به این ترتیب بسیاری از مفاهیم و تئوری ها بر محور «مشتری» نگارش شده اند. سمت و سوی کلیه فعالیت های بنگاه اقتصادی برای تأمین نیازهای مشتری و کسب رضایت و اعتماد اوست. در بازار گسترده امروز موفقیت یا عدم موفقیت یک بنگاه اقتصادی به رفتار مشتری بستگی دارد. اوست که با مطالعه و بررسی نیازهای خود و بازارگسترده و کالاهای متنوعی که دراختیاردارد و باتوجه به امکانات و استعداد خود به ارزش گذاری مواردی همچون قیمت، مرغوبیت، کیفیت و... می پردازد و درنهایت انتخاب می کند. این مقاله به موضوع مشتری و اهمیت آن می پردازد. تعریف مشتری، نیاز مشتری، فرهنگ مشتری مداری و مراحل ایجاد و گسترش فرهنگ مشتری مداری از جمله مباحث این مقاله هستند.

کلیدواژه : مشتری ؛ مشتری یابی ؛ نیاز مشتری ؛ فرهنگ مشتری مداری

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/01/12 ساعت 2:16 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


قوانین تغییر ناپذیر مدیریت بازاریابی

 

پس از سال ها مطالعه و بررسی درباره مسائل و اصول مدیریت بازار،عصاره یافته ها را به صورت قوانین اساسی  که ضامن توفیق یا موجب شکست در بازار می شوند در آورده اند.این اصول را "قوانین تغییر ناپذیر مدیریت بازار" نامیده اند این قوانین شامل:

1:قانون رهبری  (اول بودن بهتر از برتر بودن است.)  

2:قانون طبقه  (اگر در یک طبقه نمی توانید اول باشید،طبقه دیگری درست کنید که در آن اول باشید)  

3:قانون ذهن  ( وارد شدن به دنیای ذهن مشتریان بهتر از ورود به بازار است.)

4:قانون تصورات (بازاریابی جنگ محصولات نیست،جنگ تصورات است.)  

5:قانون توجه  (اثرگذارترین مفهوم در بازاریابی،داشتن کلمه ای در ذهن مشتریان است.)  

6:قانون انحصار ( دو شرکت نمی توانند یک کلمه مشترک در ذهن مشتری داشته باشند.)  

7:قانون نردبان  (استراتژی مورد استفاده شما،به پله ای بستگی دارد که در نردبان روی آن ایستاده اید.)  

8:قانون مسابقه دو نفره  (در بلند مدت هر بازاری به محل مسابقه دو اسب تبدیل می شود.)  

9:قانون عکس  (اگر هدفتان جایگاه دوم است،استراتژی شما را رهبر بازار تعیین می کند.)

10:قانون تقسیم  (در طول زمان مقوله تقسیم،و به دو یا چند مقوله تبدیل می شود.)  

11:قانون چشم انداز  (آثار بازاریابی در گستره زمان نمایان می شود.)  

12:قانون توسعه خط  (فشار غیر قابل مقاومتیبرای توسعه محصولات با نام تجاری پیشین وجود دارد.)  

13:قانون قربانی  (برای به دست آوردن چیزی،به ناچار باید چیز دیگری را از دست بدهید.)  

14:قانون ویژگی ها  (در برابر هر ویژگی،یک ویژگی اثر گذار دیگر وجود دارد.)  

15:قانون صداقت (هنگامی که شما امتیاز منفی را می پذیرید،مشتری یک امتیاز مثبت به شما می دهد.)  

16:قانون حرکت جسورانه  (در هر موقعیت،تنها یک حرکت نتیجه غایی را تعیین می کند.)  

17:قانون غیر قابل پیش بینی بودن  (اگر نتوانید برنامه رقبای خود را بنویسید،نمی توانید آینده را پیش بینی کنید.)

18:قانون موفقیت  (موفقیت معمولا غرور می آفریند و غرور به شکست می انجامد.)  

19:قانون شکست  (باید در انتظار شکست بود و آن را پذیرفت.)  

20:قانون سر و صدا  (شرایط در بیشتر موارد بر عکس چیزی است که در مطبوعات درج می شود.)  

21:قانون شدت  (برنامه های موفق مبتنی بر مد نیستند،بلکه بر پایه روند ها تنظیم می شوند.)  

22:قانون منابع  (بدون پول کافی هیچ ایده ای به نتیجه نمی رسد.)

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 89/01/05 ساعت 18:23 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


10 روش منایب جهت بهبود صنعت بسته بندی

 

سلام دوستان

مدتی بود برای مقالات مناسب جستجو میکردم تا اینکه تونستم چندین مقاله خوب پیدا کنم. مقالات رو روی سایت مدیافایر آپلود کردم تا همه دوستان بتونن به راحتی اونها رو دریافت کنن. امروز اولین شماره از این مقالات رو تقدیمتون میکنم با نام:

 

10 روش مناسب جهت بهبود صنعت بسته بندی

 

امیدوارم برای شما هم مفید واقع بشه.

 

 

دانلود از سرور مديافاير

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/09/18 ساعت 15:7 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


مشتري خود را بشناسيد

 

يكي از نمايندگان فروش شركت كوكاكولا، مايوس و نا اميد از خاورميانه بازگشت.

دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي و فارسي موفق نشدي؟»

وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي داشته باشم. اما مشكلي كه داشتم اين بود كه من عربي و فارسي نمي دانستم. لذا تصميم گرفتم كه پيام خود را از طريق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراين سه پوستر زير را طراحي كردم:

پوستر اول مردي را نشان مي داد كه خسته و كوفته در بيابان بيهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردي كه در حال نوشيدن كوكا كولا بود را نشان مي داد.

پوستر سوم مردي بسيار سرحال و شاداب را نشان مي داد.

پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وي پرسيد: «آيا اين روش به كار آمد؟»

وي جواب داد: «متاسفانه من نمي دانستم عربهاو فارسها از راست به چپ مي خوانند و لذا آنها ابتدا تصوير سوم، سپس دوم و بعد اول را ديدند.»

قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام شود.

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/09/18 ساعت 14:33 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


ارزيابي رفتار مصرف‌كننده پس از خريد

 

خلاصه : تبليغاتچي‌هاي ماهر و بازاريابان زبردست مي‌دانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي است.

بسياري از دست‌اندركاران تبليغات و بازاريابي، به دنبال برنامه‌ريزي موثر و كارآمد در جهت تبليغات كالا و خدمات خود هستند. آن‌ها روش‌هايي را مورد توجه قرار مي‌دهند تا بتوانند مشتريان را متقاعد به خريد از خود كنند، اما معمولا اين روش‌ها تا جايي ادامه مي‌يابد كه مشتري را به خريد سوق دهد و پس از آن متوقف مي‌شود.

تصور غالب و در عين حال اشتباه در اين زمينه آن است كه چنانچه مشتري، كالا يا خدمات مزبور را خريداري كرد، ديگر نيازي به پيگيري وي وجود ندارد و بهتر است اين نيرو صرف يافتن مشتريان جديد شود.

تبليغاتچي‌هاي ماهر و بازاريابان زبردست مي‌دانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي و توسعهء نام تجاري مزبور در ميان ساير مصرف‌كنندگان از طريق توصيهء محصول مزبور به ايشان است. بر اين اساس ارزيابي مصرف‌كننده از كالاي خريداري شده (رفتار پس از خريد) از ديد بازاريابان زبردست بسيار مهم است.

ارزيابي پس از خريد

مرحلهء نهايي در فرآيند خريد مصرف‌‌كننده، رفتار پس از خريد است. در طي اين زمان مصرف‌كننده خريد را ارزيابي مي‌كند. اين ارزيابي در واقع مقايسهء بين آن چيزي است كه مصرف‌كننده انتظار آن را دارد و آن چيزي كه واقعا دريافت كرده است.

اگر كالا يا خدمات، انتظارات مصرف‌كننده را برآورده سازد، او از خريد راضي مي‌شود، اما اگر اين انتظارات را برآورده نكند، وي از خريد خود ناراضي خواهد شد.

هنگامي كه خريد يك كالا درگيري ذهني بالايي را طلب مي‌كند يا در نظر مردم بسيار مهم است و يا كالاي خريداري شده قيمت بسيار بالايي دارد، مصرف‌كنندگان غالباً پس از خريد دچار شك و ترديد مي‌شوند. اين شك و ترديد، ناهماهنگي شناختي پس از خريد (Post Purchase Cognitive Dissonance) ناميده مي‌شود.

مصرف‌كنندگان در اين حالت براي كاهش تنش و نگراني پيش آمده، به دنبال تاييد و تصديق خريد خود پس از خريد هستند و اين كار را از طريق نگاه كردن به تبليغات و يا تصديق‌هايي كه فروشنده ارايه مي‌كند انجام مي‌دهند. در رفتار پس از خريد مصرف‌كنندگان نام تجاري خريداري شده را با ساير نام‌هاي تجاري كه آن‌ها را خريداري نكرده‌اند، مقايسه مي‌كنند. مثلا خريداري پس از ارزيابي چند اتومبيل‌كه بسياري از آن‌ها بسيار به هم شبيه هستند يكي از آن‌ها را انتخاب مي‌كند، وي پس از خريد ممكن است در معرض تبليغاتي دربارهء‌اين اتومبيل‌ها قرار بگيرد و با ديدن اين تبليغات، ماشين خريداري شده را با ساير ماشين‌هاي تبليغ شده مقايسه كند و در اين شرايط ممكن است دچار نگراني شود.

طراحان تبليغات و بازاريابان بايد به منظور كاهش عدم تجانس شناختي پس از خريد مصرف‌كنندگان روش‌هاي متفاوتي را به كار برند. يكي از اين روش‌ها، نشان دادن مشتريان و يا افرادي است كه آن كالا را مصرف كرده‌اند و از آن راضي هستند. راه دوم استفاده از تبليغات مقايسه‌اي است كه در آن مزاياي نام تجاري نسبت به ساير نام‌هاي تجاري نشان داده مي‌شود. برقراري تماس فروشندگان و كاركنان خدمات پس از فروش و صحبت كردن با مشتري نيز به كاهش تنش و نگراني مشتري و افزايش رضايت ايشان از خريد كمك مي‌كند.

نويسنده : دكتر فاطمه احسان

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/09 ساعت 0:11 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


سازمان مشتري مدار

 

يك سازمان داراي طبقه‌بندي‌هاي اداري ، چارت‌هاي سازماني ، قسمتهاي مختلف و اهداف و خطي‌مشي‌ها، دستورالعمل‌ها و بسياري موارد ديگر است. كه مسلماً براي مشتريان وبزرگي سازمان وقسمت هاي مختلف آن اهميت ندارد بلكه مي‌خواهند كسي مشكلاتشان را حل نمايد.

سازمان مشتري مدار سازماني است كه هدف آن پيش‌گرفتن درخواست‌ هاي مشتريان در مسائلي كه بيشترين ارزش را براي آنها داراست مي‌باشد و رضايت مشتري را سرمايه خود و ضامن برگشت سرمايه سازمان مي‌دانند.

ارائه خدمات به مشتري همواره سرلوحه تفكرات و برنامه‌ريزي‌ها مي‌باشد و در زندگي و مشكلات موجود براي كسانيكه مسئول راضي نگه داشتن مشتري هستند تغيير و بهبود حاصل مي‌نمايند . و سازماني كه نتايج عملكرد آن براساس انتظارات و خواست ‌هاي مشتريان سنجيده مي‌شود.

ملاك واقعي ارزش يك شركت از نظر جامعه و صاحبان آن رضايت مشتري است و بدون اين هيچ كسب و كاري نمي‌تواند ادامه حيات داده و ايجاد شغل نموده و يا زندگي كساني را كه در آن كار كرده و به مردم خدمت ارائه مي‌دهند تأمين نمايد.

يك سازمان مشتري مدار بدون ايجاد ارتباط مناسب با مشتريان خود نمي‌تواند موفقيتي حاصل كند و در دنياي امروز كه دنياي كيفيت محور مشتري مدار است ، مشتري هدف كار و مشتري گرايي زيربناي كليه فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي خواهد بود. در اين راستا جذب كاركنان مشتري مدار كه ويژگي‌هاي بارز ارتباطات انساني را در رفتار خود لحاظ كرده باشند ضروري است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/07/07 ساعت 20:29 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


تحول مدیریت دربازاریابی

 

كسب و كارهاي كوچك

 عموما در سازمانهاي سنتي و سلسله مراتبي كه مديريت بازاريابي پيرو ديدگاه «فرماندهي و كنترل » است، تنها مقدار بسيار ناچيزي از ظرفيت بازار هدف به كار گرفته مي‌شود. امروزه كسب و كارها در دوره‌اي به سر مي‌برند كه هر سازماني نتواند سريعتر، ارزانتر و با كيفيت بالاتر از رقباي جهاني خود به توليد كالا يا خدمات بپردازد، از صحنه بازار حذف مي‌شود. در اين ميدان رقابت پرهياهو، تنها سازمانهايي قادر به ادامه حيات خواهند بود كه از تمامي ظرفيت بازار هدف خود بهره مي‌گيرند؛ و آنان كه الگوهاي سنتي مديريت بازار- كه مبتني بر فرماندهي مديران وفرمانبري مشتريان است – را بر مي‌گزيند، رفتني هستند.

جك ولش ، مدير عامل شركت جنرال الكتريك، به كاركنان چنين توصيه مي‌كند: «شركتها نمي‌توانند به شما تضمين شغلي بدهند . اين كار تنها از مشتريان ساخته است». وي تاثير كاركرد همه كاركنان- صرفنظر از محل فعاليتشان د رساختار شركت- را در نگهداري و خشنودي مشتري يادآوري شده و هشدار مي‌دهد: «كسي كه به مشتريان نمي‌انديشد، گويي انديشه‌اي ندارد» . (كاتلر، 1379 ، 59 ) امروزه كاركنان هر سازمان مشتريان داخلي آن محسوب مي‌گردند و باور بر اين است كه هيچ سازماني قادر نيست تا رضايت مشتريان خود را فراهم آورد مگر آنكه ابتدا اسباب رضايت مشتريان داخلي (كاركنان) خود را تامين كند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/03/23 ساعت 19:6 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


بخش بندي بازار (Market Segmentation)

 

مقدمه

بخش بندي بازار، فرايندي است كه بر اساس آن يك بازار به زيربخش‌هاي متمايزي از مشترياني كه نيازها و مشخصاتشان يكسان است تقسيم‌بندي مي شود. از آنجاكه مشتريان هر بخش نيازها و خواسته‌هاي يكساني دارند، به يك طرح بازاريابي و يك محصول خاص به شيوه‌اي مشابه پاسخ مي‌دهند. بخش‌بندي بازار كمك مي‌كند با تقسيم يك بازار بزرگ به بخش‌هاي كوچكتر، منابع سازمان به طور بهينه صرف مشتريان اصلي شود.

اهميت بخش‌بندي بازار

به دلايل مختلف، نقش بخش‌بندي بازار افزايش يافته است. اولاً روند رشد جمعيت كند شده و بيشتر بازار –محصول‌ها رو به بلوغ هستند. كه اين امر موجب افزايش رقابت شده چراكه شركتها رشد خود را در كسب سهم بازار بيشتر و همچنين در افزايش انواع محصولات مختلف تحت يك نام تجاري جستجو مي‌كنند.

ثانياً عوامل اجتماعي و اقتصادي مانند افزايش سطح درآمدهاي خالص، ارتقاي سطح تحصيلات و افزايش آگاهي مردم، موجب شده است نيازها، خواسته‌ها، سلايق و سبكهاي زندگي مشتريان نسبت به قبل متنوع‌تر و پيچيده‌تر گردد. اين امر موجب افزايش تعداد و تنوع كالاها و خدماتي شده است كه با يكديگر بر سر جلب گروهي از مشتريان رقابت مي‌كنند.

بخش‌بندي بازار علاوه بر اين كه شركتها را به پذيرش واقعيت‌هاي بازار وا مي‌دارد، منافع زير را نيز به آنها عرضه مي‌كند:

      فرصت‌هاي توليد محصولات جديد را شناسايي مي‌كند. بخش بندي مي‌تواند تجزيه و تحليل دقيقي از گروه‌هاي مشتريان بالقوه‌اي كه نيازهاي آنها توسط محصولات فعلي به خوبي تامين نشده است را ارائه كند. اين بخشهاي پنهان و كشف نشده‌ مي‌توانند فرصتهاي جذابي براي طراحي و توليد محصولات جديد يا روش‌هاي نوين بازاريابي فراهم آورند.

         به طراحي طرحهاي بازاريابي كه براي حصول به گروه‌هاي همگن مصرف‌كنندگان، موثرتر است كمك مي‌كند.

      فرايند تخصيص استراتژيك منابع بازاريابي را بهبود مي‌بخشد. گاهي به منافع استراتژيك بخش‌بندي توجه كافي نمي‌شود. چنانچه انتخاب محصولات قابل عرضه در بخش هاي مختلف به خوبي تعريف و مشخص شوند، آنگاه اين بخش‌ها مي‌توانند به مثابه مراكز سرمايه‌گذاري يك فعاليت عمل كنند. بيشتر استراتژي‌هاي تجاري موفق بر مبناي بخش‌بندي بازار و تمركز منابع در بخش‌هاي جذابتر استوار هستند.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/02/26 ساعت 18:24 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


چگونه یک آگهی خوب بنویسیم و یک فروش موفق داشته باشیم

تک تک افراد جهان در کار خود به مشتری احتیاج دارند. حتی صاحب وبلاگی که هیچ قصد اقتصادی از راه‌اندازی وبلاگ ندارد، به مشتری محتاج است. اگر وبلاگ خواننده نداشته باشد، او خوشبخت نخواهد بود. همه هدف‌های ما، با اجتماع ما، در ارتباط است. چهار روز پیش برای دیدن دوستم به باشگاه او رفته بودم، او نیز از مشتری کم ناله می‌کرد، از من کمک خواست و من هم مثل همیشه چند پیشنهاد به او دادم که از موضوع بحث این مقاله خارج است و شاید در آینده مقاله‌ای در این مورد بنویسم (قول نمی‌دهم). ما سایت خود را به خاطر جذب بازدیدکننده بیشتر، با در نظر گرفتن استانداردهای موتورهای جستجو بهینه می‌کنیم. ایمیل بازدیدکنندگان را می‌گیریم تا بتوانیم او را از محصولات جدید آگاه کنیم و با این کار تلاش می‌کنیم تا مشتریان قدیمی خود را حفظ کنیم. بالاخره ما مجبور می‌شویم برای جذب بازدیدکنندگان جدید اقدام به نوشتن آگهی کنیم. هر چقدر هم آدم صاحب مقامی باشیم، باز هم محتاج مشتری هستیم. کاندیداهای مجلس را تماشا کنید، به هر طریق ممکن تلاش می‌کنند تا خود را به مشتریان (مردم) بشناسانند و آنها را اقناع کنند که به ایشان رای بدهند. خوش به حال نماینده‌ای که در اوج قدرت، بازاریابی صداقت خودش را می‌کرد. صداقت در هر کجای این جهان مشتری دارد. شما در یک کشور خارجی نمی‌توانید کاندیدا شوید، ولی با نشان دادن صداقت خودتان، چنان در بین مردم محبوبیت پیدا می‌کنید که گاها فراموش می‌کنید در یک کشور خارجی هستید. سیل محبت به سوی شما روانه می‌شود و حتی فرصت جبران محبت‌های آنها را نیز پیدا نمی‌کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/02/07 ساعت 13:1 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


ويژگي‌هاي يك پيام تجاری خوب كدامند؟

 

همه مي‌دانند كه آگهي خوب چه چيزي است. بينندگاني كه در خانه نشسته‌اند، مي‌دانند كه آگهي خوب چيست. آگهي خوب بايد سرگرم‌كننده و مفرح باشد.

نويسندگان آگهي ها و طراحان صحنه كه اصلي‌ترين خالقان آگهي هستند، مي‌دانند كه آگهي خوب چه چيزي است. آگهي خوب دربرگيرنده ايده‌اي هوشمندانه است. آگهي خوب با مهارتي كامل نوشته و با تخيلي زيركانه ساخته شده است. برخي از آگهي‌ها، در جشنواره‌هاي فيلم برنده جايزه مي‌شوند. اين نشان مي‌دهد كه آن آگهي خوب بوده است.

صاحبان صنايع مي‌دانند كه آگهي خوب چه چيزي است. آگهي خوب درباره مسائل استراتژي فروش صحبت مي‌كند و به لحاظ اطلاعات توليدي ، در سطح بالايي مي‌ايستد. برخي از آگهي‌ها كاملاً در خاطر بينندگان مي‌مانند. اين نشان مي‌دهد كه آن آگهي خوب بوده است.

به استثناي مصرف‌كنندگان كه به اين مسئله اهميت چنداني نمي‌دهند، بقيه مجبورند بپذيرند كه نتايج مثبت تجاري، مرهون توفيق در امر تبليغات است . مخالفت با اين موضوع در واقع مخالفت با سرگرمي، تخيل، ارزش توليد و اطلاعات است كه به‌طور قطع فروش نداشتن را در پي دارد. البته ترسيم يك خط ارتباطي مستقيم بين آگهي‌ها و فروش، مشكل به نظر مي‌رسد ؛ زيرا گاه ممكن است تبليغات با مستولي شدن بر گرايش مصرف‌كنندگان به صورت غيرمستقيم در فروش تأثير بگذارد . البته همگان مي‌دانيم كه اشاره به فروش ، به منزله شاهدي بر تأثيرگذاري آگهي ها، امري مشكل است. قبل از اينكه شما بتوانيد ميزان خوب بودن آگهي‌‌اي را اندازه بگيريد، نخست بايد به اين توافق برسيد كه از آگهي چه پنداري داريد. آنچه باعث مي‌شود برخي از رسيدن به توافق‌ها دلسرد شوند،‌ اين است كه انواع آگهي ها، از راه‌هاي متعدد و در موقعيت‌هاي متفاوت ساخته مي‌شوند. گاه اتفاق مي‌افتد كه ان آگهي‌اي كه در ارزيابي‌ها به نمره‌اي عالي دست يافته است، در بازار شكست مي‌خورد و گاه آگهي‌اي كه كاملاُ خسته‌كننده ارزيابي شده است، پس از پخش از تلويزيون ركورد فروش را مي‌شكند. مشكل مي‌شود براي يك آگهي موفق فرمولي عرضه كرد.

هيچ راهي وجود ندارد كه بگوييم همه آگهي‌ها، تحت هر شرايطي و براي هر محصولي كاركرد دارند. وقتي كه بينندگان به فراگيري ترغيب مي‌شوند و وقتي كه تفاوت‌ها، واقعي، فيزيكي و مهم هستند يك راه كاركرد آگهي اين است كه با اطلاعات ويژه درباره آن محصول نشان دهيم كه آن محصول واقعاً با رقيب خود فرق دارد. چنين آگهي‌هايي بايد ساده، مستقيم و ساختاري منطقي داشته باشند تا نظر بيننده را به پيام آن محصول جلب كنند. آنچه بيننده درباره چنين آگهي‌هايي به خاطر مي‌سپارد، بسيار مهم است.

وقتي درگيري مصرف‌كننده زياد است و وقتي كه محصول تفاوت زيادي با محصول رقبا خود ندارد، يك  كاركرد آگهي آن است كه ار طريق احساس‌هاي مثبت و تجربه دلپذير آن محصول، بيننده را به خود جلب كند. اين آگهي‌ها بايد مناسب، باوركردني و دوست‌داشتني باشند و بر يك نمايش منفرد تكيه نكنند. در اين نوع آگهي‌ها، چگونگي احساس بيننده از آن آگهي، بسيار مهم است.

منبع: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/01/19 ساعت 12:54 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


مفاهيم بازاريابي و وظايف مديريت بازار

 

خلاصه :

اكثر مردم به طور اشتباه، بازاريابي را فقط به عنوان فروش و فعاليت‏هاي پيشبرد فروش مثل تبليغات، تصور مي‏كنند ولي فروش تنها يكي از وظايف بازاريابي مي‏باشد .

عبارت بازاريابي به چه معني و مفهومي مي‏باشد؟ اكثر مردم به طور اشتباه، بازاريابي را فقط به عنوان فروش و فعاليت‏هاي پيشبرد فروش مثل تبليغات، تصور مي‏كنند ولي فروش تنها يكي از وظايف بازاريابي مي‏باشد و مهمترين جزء به شمار نمي‏رود. اگر بازارياب بتواند با يك بررسي كامل در شناخت كالاهاي موردنياز مصرف‏كننده توفيق يافته و ميزان توسعه كالاهاي مرغوب، قيمت‏گذاري و توزيع كردن را به نحو موثري انجام دهد، كالاها به سادگي به فروش خواهند رفت، هر كسي اطلاعاتي در مورد كالاهايي كه موردتوجه مصرف‏كنندگان است دارد، مثلا وقتي كه ايستمن كداك دوربين اينستاماتيك خودش را طراحي كرد، وقتي كه آتاري نخستين بازيهاي ويديويي را طراحي كرد و وقتي كه هندا اتومبيل آكورد خود را توليد كرد، اين توليدكنندگان با درخواست‏هاي خريد مواجه شدند. آنها به جاي طراحي كالاهايي براي استفاده شخصي، محصولاتي مناسب با خواست عموم توليد كردند. پيتر دراكر يكي از صاحبنظران و انديشمندان مديريت هدف بازاريابي را بدين شرح بيان مي‏كند: «هدف بازاريابي اين است كه بيشترين فروش را انجام دهد و اين ممكن نخواهد شد تا موقعي كه مشتري را آنطور كه خدمات يا توليدات دقيقا متناسب با خواسته‏هاي او باشد، بشناسيم و درك كنيم. اين بدين معني نيست كه فروش و تبليغات مهم نيستند زيرا گذشته از اينكه قسمتي از مجموعه فعاليت‏هاي زنجيره‏اي بازاريابي هستند، به صورت ابزارهاي بازاريابي با هم به كار مي‏روند تا بر بازار تاثير بگذارند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/01/06 ساعت 17:18 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


بازارابي موفق

 
خلاصه :
 
براي موفق شدن، برنامه هاي بازاريابي كه كاركنان يا سازمان مشخص كرده مي بايد درراستاي چشم‌انداز آينده شركت باشد. اين وظيفه مسئولان سازمان است كه به طور مشخص اهداف را مشخص سازند. اين اتفاقي است كه روزانه مي افتد: 
دو كسب و كار با بودجه بازاريابي مشابه شروع به فعاليت مي كنند. يكي در كار خود موفق مي شود ولي ديگري موفقيت چنداني كسب نمي كند. حال بايد پرسيد كه چرا اين موضوع اتفاق مي افتد؟ چرا بـــــرخي شركتها در تلاشهاي بـــــازاريابي خود موفق عمل مي‌كنند ولي تعـداد ديگري مــــــوفق نمي شوند؟ آنهايي كه موفق مي شونــــد مي دانند كه چگونه از ابزارها و منابع موجود به نحو احسن استفاده كنند. رعايت مؤلفه هاي ذيل مي تواند به مديران براي كسب موفقيت در بازاريابي كمك كند: 

رهبري:
 
براي موفق شدن، برنامه هاي بازاريابي كه كاركنان يا سازمان مشخص كرده مي بايد درراستاي چشم‌انداز آينده شركت باشد. اين وظيفه مسئولان سازمان است كه به طور مشخص اهداف را مشخص سازند. واقعا اين اهداف روشن نباشد نمي توان از كاركنان انتظار داشت كه انتظارات مسئولان را تامين كنند. 

گوش دادن:
 
مشتريان آنچــــه را كه مي خواهند و حاضرند بابت آن پول پرداخت كنند، به شما مي گويند. آنها حتي اين نكته را هم يادآوري مي كنند كه چه رويكرد بازاريابي را ترجيح مي دهند. فقط راهش اين است كه از آنها سوال كنيد و به دقت به پاسخ آنها گوش فرادهيد. باور داشته باشيد كه بهترين برنامه هاي بازاريابي آن برنامه‌هايي هستند كه برپايه توصيه هاي مشتريان و ترجيحات آنها شكل گرفته باشد. 

تيم كاري: 

قطعا بازاريابي موثر با شما و دست اندركاران تيم بازاريابي شما شروع و پايان نمي يابد. همه در موفقيت بازاريابي دخيل هستند. راه درست اين است كه به ايده هاي آنها گوش دهيد، برنامه هاي بازاريابي خود را دراختيار آنها قرار دهيد و اعضاي تيم را درمورد پيشرفت كار در جريان قرار دهيد. 

همكاري: 

بهترين برنامه هاي بازاريابي چنانچه موانع فروش داشته باشند، با موفقيت همراه نخواهدبود. پيش‌شرط يك همكاري موثر و رفع كردن موانع فروش ارتباط صميمانه بين همه قسمتها و افراد است. با اين كار مشكلات نظير كمبودها را مي توان پيش بيني و درباره آن بحث كرد و به اين ترتيب كاركنان به جاي اختلال در كار مي توانند از اين برنامه حمايت كنند. 

پاسخگويي:
 
درست مثل ساخت يك بنا كه محصول گذاشتن آجر روي آجر است، يك برنامه موفق بازاريابي هم برنامه خوب ديگري را توليد مي كند. براي شروع هر برنامه يا تاكتيك، اهداف قابل دسترسي را مشخص سازيد. هر رويكرد بازاريابي را تست كنيد و درنهايت آن رويكردي را كه درعمل قابل اجراست به كار بنديد. 

انعطاف پذيري: 

شركتهاي موفق به سرعت خود را با تغييرات ايجادشده در بازار، ترجيحات مشتري و فناوري‌هاي جديد منطبق مي سازند. وقتي مي بينيد يك روش بازاريابي جواب نمي دهد، براي تجديدنظر در آن ماهها صبر نكنيد. ريشه مشكل را پيدا كنيد و به سرعت آن را برطرف سازيد. 

تداوم:
 
ارائه مداوم يك نام و يك تصوير، براي موفقيت بازاريابي در درازمدت ضروري است. درعين حال كه استراتژي و تاكتيك ممكن است تغيير كند و يا تكامل يابد، ولي نام لوگو و حتي شعار مي بايد سنگ بناي برنامه بازاريابي شركت شما باشد. 

بينش: 

برخي از كارآفرينان هميشه از يك بينش دروني برخوردارند. آنها به جاي اينكه فقط به تحولات امروز پاسخ دهند، ميدان رقابت را ارزيابي و گرايشهاي آينده، محصولات و فناوري هاي جديد را پيش بيني مي كنند. بازارياب موفق كسي است كه بتواند آينده نگر باشد. 

تمركز: 

برخلاف بنگاههاي بزرگ، كسب و كار شما مي بايد بر بازاريابي محصولات و خدمات خود براي مشتريان محدود تمركز كند. غافل شدن از بازارهاي گوناگون مي تواند تلاشهاي شركت شما را بي اثر سازد و به نتايج كار لطمه وارد آورد. 

نويسنده : ماهنامه تدبير


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 87/12/18 ساعت 21:31 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


بازاريابي مستقيم

چكیده       
طبق تحقیقات به عمل آمده، با رقابتی تر شدن كسب و كارها، اهمیت ارتباط موثر با مشتریان نیز بیشتر می شود در این فضا از بین شیوه های مختلف ارتباط با مشتری نظیر تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم، شیوه های ارتباط دوطرفه نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه ای است كه بین بنگاه اقتصادی و مشتریان صورت می گیرد. در این ارتباط، علاوه بر اینكه بنگاه اقتصادی در شناساندن خویش به مشتری تلاش می كند تا بتواند تقاضای او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتی فراهم می شود تا صدای مشتری را نیز بشنود كه نتایج آن برای رقبا و گسترش كسب و كار حائزاهمیت است به طوری كه بنگاه می تواند مشتری را بشناسد و نیاز او را بداند و در راستای كسب رضایت مشتری با نگرش برد دوجانبه حركت كند. یكی از راههای بازاریابی مستقیم، بــازاریابی تلفنی است كه بهره گیری صحیح از تلفن علاوه بر نكات پیش گفته در راستای مدیریت زمان نیز به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی كمك می كند. در این مقاله به بازاریابی تلفنی و مهارتهای لازم برای نیل به موفقیت درمذاكرات تلفنی پرداخته شده است.

                                            
مقدمه                                                         
یكی از تاكتیك های مهم متقاعد كردن مشتریان آگاه امروزی كه حق انتخاب آنان به علت گسترش رقابت، پیوسته روبه افزایش است، ترویج (PROMOTION) است كه خود از پنج ابزار تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم تشكیل می شود. ازطرفی، باتوجه به بالارفتن ارزش وقت و لزوم مدیریت زمان برای نیل به اهداف بنگاههای اقتصادی و همچنین اثربخشی بیشتر شیوه های ارتباطی دوطرفه (نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم) در این مقاله، به یكی از كانال های بازاریابی مستقیم یعنی بازاریابی تلفنی پرداخته شده است.
                                                    


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 87/12/03 ساعت 18:57 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت