
همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتی برخوردارند که میتوانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابراین باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابیهای بزرگی دست یابیم.
۱) نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.
۲) لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راههای تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.
۳) لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.
۴) سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»
۵) افکار خود را متوجه خوبیها و جنبههای مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبتنگر شویم.
۶) با خوشبینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشههای جدید مثبت شکل گیرند.
۷) هر روز صبح که از خواب بر میخیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماءالله روز خود را با نشاط و خوشبینی آغاز کنیم.
۸) از افراد منفینگر یا موقعیتهایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی میشوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.
نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/28 ساعت 18:3 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت
پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟»
زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»
پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.»
نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/28 ساعت 17:57 موضوع حكايتهاي مديريتي | لینک ثابت
1) جك ولش
نشريه فورچون در سال 1999 وي را «مدير قرن» ناميد. عمده شهرت خود را مدیون بازسازي و سازماندهي شرکت جنرال الكتريك است كه سطوح مديريتی را از 29 سطح به 6 سطح كاهش داده، برخی حوزههای كسبوكار را تعطيل كرده و درصد زيادي از زيردستان خويش را اخراج نمود. بهرغم تاكتيكهاي قوي و بيپرواي وي (به خاطر اخراج تعداد زيادي از كاركنان شرکت، به او «جك نوتروني» مشابه با بمب نوتروني لقب داده بودند)، توانست ارزش جنرال الكتريك را از 12ميليارد دلار به 280ميليارد دلار رساند كه بزرگترين افزايش ارزش در هر شركتي در زمان هر مديرعاملي بوده است.
2) استيو جابز
از بنيانگذاران شركت اپل و رييس پيكسار كه به عنوان ياغي و هنرمند و به همان اندازه مدير تجاري، توانست يك سر و گردن بالاتر از سيليكون ولي قرار گيرد. مجله فورچون او را «مرشد فرهنگي جهاني» ناميد كه مسوول تغيير شيوه کار و اجرای موسیقی در جهان بوده است. با اينحال او را به خاطر کارهایی از این قبیل هدف انتقاد قرار دادهاند: گرايشات برتريجويانه، اعتبار زيردستان را براي خود خرج كردن، مديريت خرد كسبوكار، اخراج كاركنان از روي خشم و هر تعداد خلافهاي اندك مثل پارك كردن مرسدس بنز خود در مكان مخصوص معلولان. ارزش خالص دارايي وي بيش از 20ميليارد دلار برآورد ميشود.
نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/27 ساعت 0:25 موضوع اقتصادی | لینک ثابت
Paperback: 260 pages
Publisher: Kogan Page; 2 edition
Language: English
ISBN-10: 0749439386
ISBN-13: 978-0749439385

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/23 ساعت 20:3 موضوع دانلود كتب انگليسي مديريت | لینک ثابت
Description
ISBN-0814406467
Some people appear to be “natural born leaders.” But are they literally born that way? Or have they been taught, coached, rewarded, and reinforced in ways that enable them to be leaders?
According to The 108 Skills of Natural Born Leaders, no one is born a leader. But everyone has the natural born capacity to lead.
We label people “natural born leaders” because they consistently and frequently model qualities that inspire others to commit to their direction.
This book identifies the skill set that causes others to see people as natural born leaders, helps readers assess their current level of these skills, and coaches readers to master their weak areas.
Readers will learn:
Text also illustrates three main categories of skills needed to be a leader.
1.63 MB

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/14 ساعت 18:24 موضوع دانلود كتب انگليسي مديريت | لینک ثابت
Article Description:
In more than 30 essays for Harvard Business Review, Peter Drucker (1909-2005) urged readers to take on the hard work of thinking–always combined, he insisted, with decisive action. He closely analyzed the phenomenon of knowledge work–the growing call for employees who use their minds rather than their hands–and explained how it challenged the conventional wisdom about the way organizations should be run.
He was intrigued by employees who knew more about certain subjects than their bosses or colleagues but who still had to cooperate with others in a large organization. As the business world matured in the second half of the 20th century, executives came to think that they knew how to run companies–and Drucker took it upon himself to poke holes in their assumptions, lest organizations become stale. But he did so sympathetically, operating from the premise that his readers were intelligent, hardworking people of goodwill.
Well suited to HBR’s format of practical, idea-based essays for executives, his clear-eyed, humanistic writing enriched the magazine time and again. This article is a compilation of the savviest management advice Drucker offered HBR readers over the years–in short, his greatest hits.
It revisits the following insightful, influential contributions: “The Theory of the Business” (September-October 1994); “Managing for Business Effectiveness” (May-June 1963); “What Business Can Learn from Nonprofits” (July-August 1989); “The New Society of Organizations” (September-October 1992); “The Information Executives Truly Need” (January-February 1995); “Managing Oneself” (March-April 1999, republished January 2005); “They’re Not Employees, They’re People” (February 2002); and “What Makes an Effective Executive” (June 2004).
Subjects Covered:
Board of directors, Business philosophy, CEO, Change management, Corporate strategy, Decision making, Diversity, Information management, Innovation, Knowledge workers, Leadership, Management philosophy, Managers, Mission statements, Nonprofits, Organizational development, Performance effectiveness, Personal strategy & style, Strategy formulation.
2.19MB

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/14 ساعت 18:10 موضوع دانلود كتب انگليسي مديريت | لینک ثابت
خلاصه : تبليغاتچيهاي ماهر و بازاريابان زبردست ميدانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي است.
بسياري از دستاندركاران تبليغات و بازاريابي، به دنبال برنامهريزي موثر و كارآمد در جهت تبليغات كالا و خدمات خود هستند. آنها روشهايي را مورد توجه قرار ميدهند تا بتوانند مشتريان را متقاعد به خريد از خود كنند، اما معمولا اين روشها تا جايي ادامه مييابد كه مشتري را به خريد سوق دهد و پس از آن متوقف ميشود.
تصور غالب و در عين حال اشتباه در اين زمينه آن است كه چنانچه مشتري، كالا يا خدمات مزبور را خريداري كرد، ديگر نيازي به پيگيري وي وجود ندارد و بهتر است اين نيرو صرف يافتن مشتريان جديد شود.
تبليغاتچيهاي ماهر و بازاريابان زبردست ميدانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي و توسعهء نام تجاري مزبور در ميان ساير مصرفكنندگان از طريق توصيهء محصول مزبور به ايشان است. بر اين اساس ارزيابي مصرفكننده از كالاي خريداري شده (رفتار پس از خريد) از ديد بازاريابان زبردست بسيار مهم است.
ارزيابي پس از خريد
مرحلهء نهايي در فرآيند خريد مصرفكننده، رفتار پس از خريد است. در طي اين زمان مصرفكننده خريد را ارزيابي ميكند. اين ارزيابي در واقع مقايسهء بين آن چيزي است كه مصرفكننده انتظار آن را دارد و آن چيزي كه واقعا دريافت كرده است.
اگر كالا يا خدمات، انتظارات مصرفكننده را برآورده سازد، او از خريد راضي ميشود، اما اگر اين انتظارات را برآورده نكند، وي از خريد خود ناراضي خواهد شد.
هنگامي كه خريد يك كالا درگيري ذهني بالايي را طلب ميكند يا در نظر مردم بسيار مهم است و يا كالاي خريداري شده قيمت بسيار بالايي دارد، مصرفكنندگان غالباً پس از خريد دچار شك و ترديد ميشوند. اين شك و ترديد، ناهماهنگي شناختي پس از خريد (Post Purchase Cognitive Dissonance) ناميده ميشود.
مصرفكنندگان در اين حالت براي كاهش تنش و نگراني پيش آمده، به دنبال تاييد و تصديق خريد خود پس از خريد هستند و اين كار را از طريق نگاه كردن به تبليغات و يا تصديقهايي كه فروشنده ارايه ميكند انجام ميدهند. در رفتار پس از خريد مصرفكنندگان نام تجاري خريداري شده را با ساير نامهاي تجاري كه آنها را خريداري نكردهاند، مقايسه ميكنند. مثلا خريداري پس از ارزيابي چند اتومبيلكه بسياري از آنها بسيار به هم شبيه هستند يكي از آنها را انتخاب ميكند، وي پس از خريد ممكن است در معرض تبليغاتي دربارهءاين اتومبيلها قرار بگيرد و با ديدن اين تبليغات، ماشين خريداري شده را با ساير ماشينهاي تبليغ شده مقايسه كند و در اين شرايط ممكن است دچار نگراني شود.
طراحان تبليغات و بازاريابان بايد به منظور كاهش عدم تجانس شناختي پس از خريد مصرفكنندگان روشهاي متفاوتي را به كار برند. يكي از اين روشها، نشان دادن مشتريان و يا افرادي است كه آن كالا را مصرف كردهاند و از آن راضي هستند. راه دوم استفاده از تبليغات مقايسهاي است كه در آن مزاياي نام تجاري نسبت به ساير نامهاي تجاري نشان داده ميشود. برقراري تماس فروشندگان و كاركنان خدمات پس از فروش و صحبت كردن با مشتري نيز به كاهش تنش و نگراني مشتري و افزايش رضايت ايشان از خريد كمك ميكند.
نويسنده : دكتر فاطمه احسان
نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/09 ساعت 0:11 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت
افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است.
● برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید
۲۰-۱۵ دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در ۱۰ دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.
نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/01 ساعت 17:15 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام به تمام دوستان خوبم. به وبلاگ دنیای تجارت خوش آمدید. هدف من از ساخت این وبلاگ ارائه مطالب تخصصی و کاربردی در زمینه تجارت و سرمایه گذاری و استراتژیهای بازاریابی است. امیدوارم مطالبی که استفاده کردم برای تمام دوستان مفید باشه. در ضمن اگر مطلب جالبی در موارد مرتبط داشتید خوشحال می شم با ارائه اونها در بهتر شدن این وبلاگ با من همکاری کنید.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اخبار وبلاگ
مديريت بازاريابي
دانلود کتاب الکترونیک
تجارت الكترونيك
بازاریابی الکترونیک
دانلود كتب انگليسي مديريت
مقالات انگلیسی
حكايتهاي مديريتي
راهكارهاي موفقيت
معرفی کتاب
اصول سرمايه گذاري
اقتصادی
مهارتهاي مديريت
مديريت استراتژيك
بازرگاني بين الملل
تجارت و داد و ستد
مهندسی ارزش
پيوندهاي وبلاگ
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
POWERED BY