تبليغاتX
دنیای تجارت
 

The 108 Skills of Natural Born Leaders

 

Description

ISBN-0814406467

Some people appear to be “natural born leaders.” But are they literally born that way? Or have they been taught, coached, rewarded, and reinforced in ways that enable them to be leaders?

According to The 108 Skills of Natural Born Leaders, no one is born a leader. But everyone has the natural born capacity to lead.

We label people “natural born leaders” because they consistently and frequently model qualities that inspire others to commit to their direction.

This book identifies the skill set that causes others to see people as natural born leaders, helps readers assess their current level of these skills, and coaches readers to master their weak areas.

Readers will learn:

  • Foundation skills, including self-awareness and the ability to establish rapport
  • Direction skills, including the ability to set a course and develop others as leaders
  • Willing follower skills, including the ability to influence others and create a motivating environment.
  • Identifies the 108 traits that so-called ‘born leaders’ possess, and shows how to tap into their power.
  • Offers any reader a chance to discover, develop and magnify these 108 qualities within themselves, beginning with a competency level self-assessment test.

Text also illustrates three main categories of skills needed to be a leader.

1.63 MB

 

 

لینک دانلود از مدیافایر

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/14 ساعت 18:24 موضوع دانلود كتب انگليسي مديريت | لینک ثابت


What Executives Should Remember

 

Article Description:

In more than 30 essays for Harvard Business Review, Peter Drucker (1909-2005) urged readers to take on the hard work of thinking–always combined, he insisted, with decisive action. He closely analyzed the phenomenon of knowledge work–the growing call for employees who use their minds rather than their hands–and explained how it challenged the conventional wisdom about the way organizations should be run.

He was intrigued by employees who knew more about certain subjects than their bosses or colleagues but who still had to cooperate with others in a large organization. As the business world matured in the second half of the 20th century, executives came to think that they knew how to run companies–and Drucker took it upon himself to poke holes in their assumptions, lest organizations become stale. But he did so sympathetically, operating from the premise that his readers were intelligent, hardworking people of goodwill.

Well suited to HBR’s format of practical, idea-based essays for executives, his clear-eyed, humanistic writing enriched the magazine time and again. This article is a compilation of the savviest management advice Drucker offered HBR readers over the years–in short, his greatest hits.

It revisits the following insightful, influential contributions: “The Theory of the Business” (September-October 1994); “Managing for Business Effectiveness” (May-June 1963); “What Business Can Learn from Nonprofits” (July-August 1989); “The New Society of Organizations” (September-October 1992); “The Information Executives Truly Need” (January-February 1995); “Managing Oneself” (March-April 1999, republished January 2005); “They’re Not Employees, They’re People” (February 2002); and “What Makes an Effective Executive” (June 2004).

Subjects Covered:
Board of directors, Business philosophy, CEO, Change management, Corporate strategy, Decision making, Diversity, Information management, Innovation, Knowledge workers, Leadership, Management philosophy, Managers, Mission statements, Nonprofits, Organizational development, Performance effectiveness, Personal strategy & style, Strategy formulation.

2.19MB

 

لینک دانلود از مدیا فایر

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/14 ساعت 18:10 موضوع دانلود كتب انگليسي مديريت | لینک ثابت


ارزيابي رفتار مصرف‌كننده پس از خريد

 

خلاصه : تبليغاتچي‌هاي ماهر و بازاريابان زبردست مي‌دانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي است.

بسياري از دست‌اندركاران تبليغات و بازاريابي، به دنبال برنامه‌ريزي موثر و كارآمد در جهت تبليغات كالا و خدمات خود هستند. آن‌ها روش‌هايي را مورد توجه قرار مي‌دهند تا بتوانند مشتريان را متقاعد به خريد از خود كنند، اما معمولا اين روش‌ها تا جايي ادامه مي‌يابد كه مشتري را به خريد سوق دهد و پس از آن متوقف مي‌شود.

تصور غالب و در عين حال اشتباه در اين زمينه آن است كه چنانچه مشتري، كالا يا خدمات مزبور را خريداري كرد، ديگر نيازي به پيگيري وي وجود ندارد و بهتر است اين نيرو صرف يافتن مشتريان جديد شود.

تبليغاتچي‌هاي ماهر و بازاريابان زبردست مي‌دانند كه فروش، پايان رابطه با مشتري نيست و در واقع آغاز يك رابطهء بلندمدت با وي، جهت ترغيب به خريدهاي بعدي و توسعهء نام تجاري مزبور در ميان ساير مصرف‌كنندگان از طريق توصيهء محصول مزبور به ايشان است. بر اين اساس ارزيابي مصرف‌كننده از كالاي خريداري شده (رفتار پس از خريد) از ديد بازاريابان زبردست بسيار مهم است.

ارزيابي پس از خريد

مرحلهء نهايي در فرآيند خريد مصرف‌‌كننده، رفتار پس از خريد است. در طي اين زمان مصرف‌كننده خريد را ارزيابي مي‌كند. اين ارزيابي در واقع مقايسهء بين آن چيزي است كه مصرف‌كننده انتظار آن را دارد و آن چيزي كه واقعا دريافت كرده است.

اگر كالا يا خدمات، انتظارات مصرف‌كننده را برآورده سازد، او از خريد راضي مي‌شود، اما اگر اين انتظارات را برآورده نكند، وي از خريد خود ناراضي خواهد شد.

هنگامي كه خريد يك كالا درگيري ذهني بالايي را طلب مي‌كند يا در نظر مردم بسيار مهم است و يا كالاي خريداري شده قيمت بسيار بالايي دارد، مصرف‌كنندگان غالباً پس از خريد دچار شك و ترديد مي‌شوند. اين شك و ترديد، ناهماهنگي شناختي پس از خريد (Post Purchase Cognitive Dissonance) ناميده مي‌شود.

مصرف‌كنندگان در اين حالت براي كاهش تنش و نگراني پيش آمده، به دنبال تاييد و تصديق خريد خود پس از خريد هستند و اين كار را از طريق نگاه كردن به تبليغات و يا تصديق‌هايي كه فروشنده ارايه مي‌كند انجام مي‌دهند. در رفتار پس از خريد مصرف‌كنندگان نام تجاري خريداري شده را با ساير نام‌هاي تجاري كه آن‌ها را خريداري نكرده‌اند، مقايسه مي‌كنند. مثلا خريداري پس از ارزيابي چند اتومبيل‌كه بسياري از آن‌ها بسيار به هم شبيه هستند يكي از آن‌ها را انتخاب مي‌كند، وي پس از خريد ممكن است در معرض تبليغاتي دربارهء‌اين اتومبيل‌ها قرار بگيرد و با ديدن اين تبليغات، ماشين خريداري شده را با ساير ماشين‌هاي تبليغ شده مقايسه كند و در اين شرايط ممكن است دچار نگراني شود.

طراحان تبليغات و بازاريابان بايد به منظور كاهش عدم تجانس شناختي پس از خريد مصرف‌كنندگان روش‌هاي متفاوتي را به كار برند. يكي از اين روش‌ها، نشان دادن مشتريان و يا افرادي است كه آن كالا را مصرف كرده‌اند و از آن راضي هستند. راه دوم استفاده از تبليغات مقايسه‌اي است كه در آن مزاياي نام تجاري نسبت به ساير نام‌هاي تجاري نشان داده مي‌شود. برقراري تماس فروشندگان و كاركنان خدمات پس از فروش و صحبت كردن با مشتري نيز به كاهش تنش و نگراني مشتري و افزايش رضايت ايشان از خريد كمك مي‌كند.

نويسنده : دكتر فاطمه احسان

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/09 ساعت 0:11 موضوع مديريت بازاريابي | لینک ثابت


چطور روزتان را برنامه ریزی کنید؟

 

افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است.

 

● برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید

۲۰-۱۵ دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در ۱۰ دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/08/01 ساعت 17:15 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت


تخت مرگبار

 

چند وقتي بود در بخش مراقبت هاي ويژه يك بيمارستان معروف، بيماران يك تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه جان مي سپردند و اين موضوع ربطي به نوع بيماري و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. اين مسئله باعث شگفتي پزشكان آن بخش شده بود به طوري كه بعضي آن را با مسائل ماوراي طبيعي و بعضي ديگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد ديگر در ارتباط مي دانستند. كسي قادر به حل اين مسئله نبود كه چرا بيمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه مي ميرد. به همين دليل گروهي از پزشكان متخصص بين المللي براي بررسي موضوع تشكيل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصميم بر اين شد كه در اولين يكشنبه ماه، چند دقيقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذكور براي مشاهده اين پديده عجيب و غريب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود، بعضي صليب كوچكي در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضي دوربين فيلمبرداري با خود آورده و ... دو دقيقه به ساعت ۱۱ مانده بود كه «پوكي جانسون» نظافتچي پاره وقت روزهاي يكشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حيات (Life support system) را از پريز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقي خود را به پريز زد و مشغول كار شد!!

--------------------------------------------------------------------------------

شرح حكايت

1- بيشتر مسائلي كه عجيب و ناشناخته به نظر مي رسند علت هاي پيچيده و ناشناخته ندارند.

2- نظافتچي پاره وقت روزهاي يكشنبه چقدر منظم است. شايد اين نظم و وقت شناسي به خاطر نظارت و حساسيت مديريت مربوطه باشد.

3- مديران مربوط به آموزش نيروي انساني بيمارستان، آموزش لازم را به نيروي انساني نداده اند

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/07/27 ساعت 18:17 موضوع حكايتهاي مديريتي | لینک ثابت


استفاده بهتر از زمان در سوئد

 

خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت.

 پس لطفا بخوانيد

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن(globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:

1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع وسعت دارد.

2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.

٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود

78000 نفر جمعيت دارد.

4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى

سوئد هستند.

اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را درنقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟ او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food).اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد.

غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک ''اروپاى آهسته'' ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا ازآمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.

بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم. بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم. همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، درحالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.

به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/07/27 ساعت 18:15 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت


هر چه بخواهی، می‌یابی اگر...

 

توانایی و قابلیت‌های شخصی خود را بشناسید و کشف کنید تا با به‌کارگیری به‌موقع و صحیح آنها به موفقیت دست یابید. تسلط را می‌توان از طرفی به معنای احراز برتری بر افراد و اشیا تلقی نمود و از طرف دیگر به معنای سطح خاصی از مهارت بکار برد. افرادی که در سطح بالاتری از تسلط و توانایی‌های شخصی قرار دارند، قادرند به‌طور مستمر نتایجی که عمیقاً برای آنها حائز‌اهمیت است را در یابند.

در عمل آنها به‌گونه‌ای که یک هنرمند با اثر هنری ارزنده خود، ارتباط برقرار می‌کند، زندگی می‌کنند. آنها ابتکار را از طریق یادگیری دائمی در تمام عمر خود، انجام می‌دهند. تسلط و قابلیت‌های شخصی، عبارتند از سیستمی که طی آن فرد به‌صورت مستمر دیدگاه‌های شخصی خود را روشن‌تر و عمیق‌تر می‌نماید، انرژی و توان را متمرکز می‌کند، صبر و بردباری خود را گسترش می‌دهد و بالاخره آنکه، واقعیات را منصفانه و بی غرض در می‌یابد. با توجه به این تعاریف باز هم شمار بسیار کمی از انسان‌های بالغ در جهت رشد و توسعه و تسلط بر توانایی‌های شخصی خود، حرکت می‌کنند. زمانی که از اکثریت افراد سوال شود که در زندگی‌شان به‌دنبال چه هستند؟ آنها ابتدا راجع به آنچه می‌خواهند از شر آن خلاص شوند، صحبت می‌کنند.

مثلاً حل شدن مشکلاتشان و مواردی از این قبیل. بدین ترتیب برای ما مهم است که تنها به جای نگاه کردن به مشکلات و حل آنها، بیشتر به فکر استفاده موثر و بهینه از توانایی‌های خود باشیم. کمی به زندگی توجه کنید. آیا تا به حال به فکر ارزیابی توانایی‌های خود بوده‌اید؟ قابلیت‌های فردی چیزی فراتر از مهارت‌های اکتسابی و قدرت رقابت است، به عبارت دیگر نگرشی خلاق به زندگی داشتن و فعال زیستن است. «انگیزه و تمایل به خلاقیت، در اختیار ماست و در تمامی زوایای زندگی ما قابل مشاهده است. از دنیای مادی تا تفکرات ژرف و عمیق ذهنی و معنوی».

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/07/19 ساعت 19:8 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت


زندگینامه آنتونی رابینز

 

آنتونی رابینز  (Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.

 گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/07/17 ساعت 19:8 موضوع راهكارهاي موفقيت | لینک ثابت